گزارش «نظریه شهید صدر (ره) در مورد اقتصاد اسلامی» از ایمان عابدی دانشجوی کارشناسی دانشکده

گزارش «نظریه شهید صدر (ره) در مورد اقتصاد اسلامی» از ایمان عابدی دانشجوی کارشناسی دانشکده

گزارش «نظریه شهید صدر (ره) در مورد اقتصاد اسلامی» از ایمان عابدی دانشجوی کارشناسی دانشکده

نظریه شهید صدر (ره) در مورد اقتصاد اسلامی

ایمان عابدی[1]

مقدمه

اصطلاح علم، دانش، مکتب و یا نظام اقتصاد اسلامی (اقتصاد اسلامی با هر ماهیت دیگری که دارد) حدود صدسال است که در جوامع اسلامی و غیر اسلامی در بین عوام و خواص حوزه و دانشگاه بیشتر بکار می­رود. دانشمندان بسیاری در سطح جهان در این موضوع کارکرده‌اند اما اگر نگوییم مهم‌ترین، یکی از مهم‌ترین افرادی که در اقتصاد اسلامی صاحب‌نظر است، شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر است.

روش بحث

مثل هر پدیده­ی انسانی دیگری شکل‌گیری یک نظریه نیز تحت فضای تاریخی، مکانی، زمانی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی خاصی اتفاق می‌افتد. لذا برای فهم بهتر و کامل‌تر یک نظریه باید پیشینه و فضایی که باعث شده تا گزاره­هایی در غالب یک تئوری به زبان آن دانشمند بیاید، بررسی شود. ما نیز در این مقاله قصد داریم بابیان تاریخچه کوتاهی از اقتصاد اسلامی ضمن تقریر نظریه شهید صدر تا حدی متوجه شویم چرا شهید صدر نظرات اقتصادی خود را در کتاب اقتصادنا به آن شکل مطرح کرده است. به همین منظور ابتدا کمی به عقب‌تر برگشته و ریشه شکل‌گیری اقتصاد اسلامی را که به‌نوعی در مواجه با اقتصاد سرمایه‌داری و سوسیالیستی ایجادشده بیان می­کنیم و همچنین بر زندگی‌نامه و سایر نظرات شهید صدر مرور کوتاهی می­کنیم تا فضای شکل‌گیری کتاب اقتصادنا بر ما آشکار باشد تا در ادامه­ی آن بتوانیم مختصری از مهم‌ترین مواضع استاد شهید محمدباقر صدر (ره) را بیان کنیم.

هرچند پرداختن به ریشه‌های نظریه­ شهید صدر نیازمند تحقیقات بسیار است اما امیدواریم در این تحقیق بتوانیم بابیان کلیدواژه‌هایی راه را برای تحقیقات بیشتر در این زمینه بازکنیم.

شکل‌گیری اقتصاد متعارف

ریشه شکل‌گیری علوم انسانی را به دوران رنسانس و شکل‌گیری جهان مدرن می­توان برگرداند. چندین اتفاق در کنار هم در حال وقوع بودند تا اینکه جهان مدرن و به‌تبع آن علم اقتصاد متعارف را پدید آوردند.

  1. رشد هنر و نقاشی‌های واقع‌گرا
  2. کلیسا نقش اداره جوامع را بر عهده داشت و عملاً بی‌کفایتش در اداره جامعه آشکارشده بود، یعنی پس‌ازاینکه جهان غرب متوجه شد نظام سنتی- دینی حاکم بر قرون‌وسطی نمی­تواند نیازهایش را برطرف کند به دنبال راه‌حلی برای رفع حوایجش ­رفت.
  3. اصلاحات دینی، شاخه‌شاخه شدن کلیسا و مسیحیت به سمت نهضت پروتستان و...
  4. اصلاحات سیاسی و جدا شدن حاکمیت جامعه از کلیسا
  5. رشد علوم و به دنبال آن رشد فنّاوری (اختراع تلسکوپ، دستگاه چاپ، باروت و...)
  6. ظهور فلاسفه با دیدگاه‌های جدید ملهم از فلسفه یونان
  7. ترجمه آثار یونان و اسلام
  8. رشد بازرگانی و سفرهای تجاری
  9. انقلاب علمی به‌خصوص درزمینهٔ نجوم و فیزیک و رشد روش‌های تجربی و مواجه ذهن با عینیت بجای تکرار گزاره‌های دیکته شده­ی کلیسا در توصیف واقعیات

10. شکل‌گیری اندیشه‌های اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم و...

11. و ...

چنین اتفاقاتی موجب شدند تا امور جامعه به‌قدری پیچیده شوند که تخصص‌ها شکل بگیرند و دانشمندان ناگزیر به مطالعه در یک حوزه و آن‌هم در فضای آکادمیک شوند. این‌چنین بود که دانش اقتصاد به‌صورت مکاتب مختلف شکل گرفتند تا اینکه در اوایل قرن بیستم به‌طورجدی تر دو اندیشه اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد سوسیالیستی (مارکسیستی) در مقابل هم ظاهر می­شوند.

شکل‌گیری اقتصاد اسلامی

جرقه‌های اقتصاد اسلامی از اوایل قرن بیستم درزمانی زده می­شود که برخی کشورهای اسلامی (نظیر پاکستان 1947) از استعمار کهنه (استعمار کهن، شیوه‌ای استعماری بوده که قدرت‌های بزرگ با اعمال زور بر کشورهای دیگر سلطه پیدا می‌کردند و خود در رأس آن کشورها حکمرانی می‌کردند و به چپاول ثروت آن‌ها می‌پرداختند) آزاد و خود به تنظیم اقتصادشان مجبور می­شوند، رکود اقتصاد سرمایه‌داری را در بر­می­گیرد و مسلمانان که اداره کشورشان را به دست گرفته‌اند می­کوشند در دامن این مشکلات نیفتند، لذا چشم امیدشان به آموزه‌های وحیانی دین و تجربه تمدن درخشان اسلامی است. با این تصور که مکتبی که در سایه­ی آن در قرن چهارم و پنجم تمدن باشکوهی شکل‌گرفته است امروز نیز می­تواند اداره­­­ی امور جامعه را تحت کنترل بگیرد.

اولین کتاب اقتصاد اسلامی به زبان اردو نوشته می‌شود، می‌توان از کتاب الاقتصاد الاسلامی نوشته سیدمناظر احسن جیلانی و کتاب النظام الاقتصاد الاسلامی نوشته محمد حفیظ الرحمن نام برد. در شبه‌جزیره هند و پاکستان، اقتصاد اسلامی توسط ابوالاعلی مودودی و در شمال آفریقا توسط سید قطب و حسن البنا گسترش پیدا می‌کند. در دهه پنجم قرن بیستم برخی دانشگاهیان نیز به تحقیق در اقتصاد اسلامی می‌پردازند. ازجمله آن‌ها می­توان دکتر انور اقبال قریشی را نام برد که با تألیف کتاب «الاسلام و نظریه الفائده» در ۱۹۴۶ سعی کرد بهره را موردنقد قرار دهد؛ اما این جریان در اوج خود در دهه شصت قرن بیستم به تألیف کتاب اقتصادنای شهید محمدباقر صدر می­رسد که نقطه عطفی در اقتصاد اسلامی ایجاد کرد.

شکل‌گیری بحث از اقتصاد اسلامی در فضایی رخ می­دهد که بلاد اسلامی به سه شکل با جهان غرب مواجه شده­اند. 1. تبعیت سیاسی کامل کشورهای اسلامی از غرب 2. تبعیت اقتصادی و استقلال سیاسی، به‌گونه‌ای که کشورهای اسلامی بازار فروش کشورهای غربی می­شدند 3. استقلال اقتصادی و سیاسی که تنها از جهت طبیعت نظام اقتصاد سرمایه‌داری تابع غرب بودند.

نقطه اشتراک هر سه مواجه کشورهای اسلامی این است که از نظام اقتصاد آزاد (سرمایه‌داری) و یا مارکسیستی پیروی می‌کردند؛ و مشکل آنجا بود که این سیستم­ها اولاً خود دچار بحران شده بود و ثانیاً آلوده به ربا، بی‌عدالتی، تبعیض و... بود؛ بنابراین مسلمین به این فکر افتادند که می­توانند در چهارچوب اسلام اقتصادشان را تنظیم کنند.

مختصری از زندگی شهید صدر و آثار ایشان

سید محمدباقر صدر متولد (1935 میلادی) ۱۳۱۳ شمسی و متوفی (1980 میلادی) ۱۳۵۹ شمسی از مراجع بزرگ تقلید بودند که علوم دینی را نزد آیت الله خویی و برخی از علمای نجف آموختند. تحصیلاتشان را پیش از ۲۰ سالگی به اتمام رساندند و در حوزه علمیه نجف تدریس علوم دینی را شروع کردند. سید محمد صدر، سید محمدباقر حکیم، سید کاظم حسینی حائری و سید محمود هاشمی شاهرودی، از شاگردان ایشان هستند.

وی در دانش‌هایی چون اصول، فقه، فلسفه سیاست و معرفت‌شناسی نظریه‌های جدیدی ارائه داده که برخی از نظریه‌های مشهورش، نظریه حق الطاعه، توالد ذاتی معرفت و منطقة الفراغ است. او کتاب‌های فراوانی نیز نوشته که فلسفتنا، اقتصادنا، دروسٌ فی علم الاصول) مشهور به حلقات) و الاسس المنطقیه للاستقراء از مهم‌ترین آن‌ها است.

شهید صدر، از نهضت امام خمینی در ایران حمایت می‌کرد و کتاب‌ شش‌جلدی الاسلام یقود الحیاة را نیز به همین منظور نوشت و در زمان اقامت امام خمینی در نجف با او ارتباط نزدیک داشت. شهید صدر جمله‌ای قریب به این مضامین درباره امام گفته­اند که در ایشان ذوب شوید؛ چنانکه او در اسلام ذوب‌شده است.

لزوم وجود اقتصاد اسلامی از دیدگاه شهید صدر

تعارضاتی که بین اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد سوسیالیستی با آموزه‌های دینی وجود داشت لزوم اصلاح سیستم اقتصاد و ایجاد نظام اقتصادی جدیدی که بر مبنای هنجاری‌های دینی باشد را ایجاد می­کرد. در یک تمدن و نظام حکومتی ارکان مختلف باید با یکدیگر هماهنگی داشته باشند تا سعادت جامعه را تضمین کنند. نهادهای مختلف جامعه همچون سیاست، مردم، فرهنگ، قانون، بازار و... در کشورهای اسلامی باید با سیستم اقتصاد همخوانی داشته باشد وگرنه در اداره جامعه اختلال به وجود می­آید. اگر بانک ربوی در کشور اسلامی وارد شود با اعتراض جدی مردم و علما مواجه می­شود لذا اقتصاد غربی فارغ از صحت و کذب نظریاتش اصلاً در کشورهای اسلامی به عللی که ذکر شد توان اجرا ندارد.

گذری بر کتاب اقتصادنا

کتاب با نقد اقتصادهای متعارف آن زمان شروع می­شود و بعد از نقد به بیان ویژگی‌های اقتصاد اسلامی می­پردازد؛ زیرا سیره­ی علما از قدیم این بوده که برای بیان نظریاتشان ابتدا نظرات قبلی را تقریر و نقد می­کردند و سپس نظر خودشان را بیان می­کردند. همچنین علت اختصاص بخش زیادی از کتاب به‌نقد این دو مکتب به نفوذ شدیدی برمی­گردد که عقاید این‌ها در میان جامعه­­ی اسلامی ازجمله عراق یافته بود. کتاب در اوایل دهه شصت قرن بیستم تألیف شده و می‌توان گفت اتفاقاتی مثل شروع جنگ سرد (که مقابله­ی اندیشه­ای، جاسوسی، صنعتی و... بلوک غرب (لیبرال) و بلوک شرق (مارکسیست بود))، رکود 1930 و شکل‌گیری اندیشه‌های کینز، سلطه­ی دلار براثر کنفرانس برتوون وودز، تشکیل صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، آغاز تجارت آزاد، تشکیل اپک و... در متن کتاب و نیاز به تدوین کتاب اقتصادنا دخیل بوده‌اند.

نقد

  1. نقد اقتصاد مارکسیستی

شهید صدر برای نقد مفصل دو نظام اصلی در اقتصاد یعنی مارکسیسم و لیبرالیسم کتاب فلسفتنا را نوشته‌اند اما در ابتدای کتاب اقتصادنا نیز به‌طور مختصرتری به‌نقد مبانی این دو می­پردازند و معتقدند برای نقد این دو نحله باید آن‌ها را از اساس و مبنا نقد کرد.

الف) برای نقد مارکسیسم، به روش تفسیر تاریخ آن‌ها اشاره می­کند و زیربنا بودن اقتصاد و ابزار تولید در جامعه و نقش آن در شکل‌دهی تاریخ را نقد می­کند. این نگرش مارکسیستی که تحولات در ابزار تولید همه­­ی تغییرات را در تاریخ رقم می­زند نگرشی مادی­گرایانه و تک‌بعدی به تاریخ بوده که نظری غلط است. شهید صدر نگرش دیالکتیکی به هستی را نگاهی متناقض می‌داند چراکه خود نظریه هم شامل قانون دیالکتیک می­شود و محکوم‌به از بین رفتن است؛ یعنی نظریات اقتصاد سوسیالیستی نیز در تحولات ابزار تولید به وجود آمده و محکوم‌به تغییر و شکست در سیکل تاریخ است. اوایل قرن بیستم به‌خصوص در بین کشورهای اسلامی اندیشه مارکسیست بسیار ریشه دوانده بود و در بین عوام و خواص جامعه طرفدار داشت لذا شهید هم به‌نقد مارکسیست بیش از نقد سرمایه‌داری بها می­دهد.

  1. نقد اقتصاد سرمایه‌داری

نظام سرمایه‌داری بر پایه سه اصل بناشده. الف) مالکیت خصوصی (آزادی تملک) ب) آزادی در بهره‌برداری که منجر به بیشترین سود می­شود (آزادی بهره‌برداری) ج) آزادی مصرف.

مبنای اقتصاد سرمایه‌داری آزادی است. هم جامعه و هم فرد با آزادی در پیگیری نفع شخصی به حداکثر رفاه خود می‌رسند. شهید صدر این دیدگاه را مورد مناقشه قرار می­دهد.

اقتصاد اسلامی

در این قسمت اهم مطالبی که شهید صدر در کتاب اقتصادنا آورده را تقریر می­کنیم.

الف) ساختار کلی اقتصاد اسلامی بر پایه سه اصل زیر است.

  1. مالکیت چندگانه: مالکیت دولتی، عمومی و خصوصی، برخلاف نظام‌های دیگر اقتصادی هر سه پذیرفته‌شده‌اند.
  2. آزادی اقتصادی در یک قلمرو محدود: مثلاً زکات به‌عنوان محدودکننده‌ی آزادی ذاتی برای پیش برد جامعه به سمت سعادت است و قوانین به‌عنوان عامل محدودکننده‌ی عینی مطرح هستند.
  3. اصل عدالت اجتماعی: بر همکاری (تکافل عامه) و اصل توازن اجتماعی برقرار است. اصل اول عبارت است از مسئولیت متقابل افراد نسبت به یکدیگر و دومی به معنی توازن در جامعه و بین طبقات آن است. البته تفاوت‌های تکوینی بشر و کار که اساس مالکیت است و حقوق مربوط به آن را نمی‌توان نادیده گرفت لذا توازن اجتماعی در سطح معیشت است و نه در سطح درآمد. لذا چهارچوب مکتب اقتصاد اسلامی معیشت مردم را در نظام اقتصادی به هم نزدیک می­کند. یکی از ابزارهای توازن اجتماعی مالیات است.

ب) حل تعارض منافع فردی و اجتماعی

در نظام‌ سرمایه‌داری این تعارض در منافع به کمک آزادی در فرد به امید تأمین منافع جامعه و فرد در قالب سازوکار بازار آزاد توجیه می­شود و در مارکسیست این تعارض به کمک نوعی مثبت نگری به این تعارض برای شکل‌گیری یک جریان دیالکتیک برای رسیدن به جامعه آرمانی توجیه می­شود؛ اما صحیح‌تر این است که گفته شود این تعارض چشم‌پوشی می­شود.

اما شهید صدر بیان می­کند که تعارض بین منافع فردی و اجتماعی وجود دارد چراکه منفعت‌طلبی در انسان فطری است و تنها راه‌حل آن نیز درون فطرت است که به آن دین‌گرایی می­گویند زیرا به‌وسیله دین محدودیت و جهت‌دهی در افراد اتفاق می­افتد تا از تقابل منافع جلوگیری کند.

ج) ماهیت و بخش‌های اقتصاد اسلامی و شناخت روش کار در هر بخش

اقتصاد اسلامی دارای سه بخش است

  1. مکتب: شامل هنجارهای برآمده از آموزه‌های وحیانی (دین)

کشف مبانی و مکتب اقتصاد اسلامی از طریق احکام صورت می‌گیرد. در این نگرش احکام که از طریق فرآیند اجتهاد به‌دست‌آمده­اند به‌عنوان روبنای مکتب هستند که می­توان از طریق شناخت احکام به مبانی مکتب دست‌یافت؛ مثلاً بامطالعه احکام، احادیث و آیاتی که در مورد ارزش کار، سرمایه و نهاده‌های تولید صحبت می­کند، به یک قاعده کلی به‌عنوان نظریه ارزش کار در اسلام می­رسیم؛ اما درروش اجتهادی برای این کشف خطا از سه کانال راه می­یابد:

الف. توجیه واقعیت­های موجود، مثل توجیه بانک به همین شکل کاپیتالیستی

ب. آمیختن بیان شرعی با چهارچوب محدودِ غیر اسلامی برای فهم یا تأویل آنچه با عقاید قبلی مجتهد هم‌سنخ نیست

ج. جدا کردن دلیل شرعی از اوضاع‌واحوال مکانی و زمانی آن و استنباط حکم کلی از یک حکم خاص در زمان خاص: مثل حرام بودن چیدن میوه قبل از رسیدن آن

د. موضع‌گیری قبلی در برابر نص: پیش‌فرض غلط داشتن برای تفسیر متن

لذا برای کاهش این خطا شهید صدر چاره­ای اندیشیده‌اند و آن‌هم گزینش احکامی است که با سایر اجزای سیستم در تعارض قرار نمی‌گیرد تا اینکه به یک مجموعه گزاره‌های منسجم برسیم؛ یعنی استفاده از احکام همه­ی مجتهدین برای رسیدن به یک نظام منسجم

  1. نظام: عینیت (نهادها: مؤسسات، دولت، فرهنگ و...) شکل‌گرفته بر اساس آموزه‌های مکتب است.
  2. علم: توصیف، تبیین و پیش‌بینی نظام است و درواقع بیان هست و نیست‌ها است.

جمله معروف شهید صدر که اقتصاد اسلامی علم نیست در کنار این تقسیم‌بندی فهم می‌شود که یعنی در حال حاضر که هنوز نظام اقتصاد اسلامی محقق نشده صحبت از علم بی‌معناست و علم اقتصاد اسلامی به این معنا در حال حاضر نداریم. می­توان گفت روش شهید صدر دریافتن گزاره‌های علمی روش اثبات‌گرا باشد و به‌نوعی از تجربه‌گرایی و پوزیتیویسم در این مقام دفاع کند چراکه کتاب مبانی منطقی استقرا نیز در پی محکم کردن پایه‌های استدلال استقرایی است تا بتواند آن را در روش‌های علمی بکار گیرد.

د) نظریه توزیع در اسلام

توزیع در اسلام به دو بخش توزیع منابع مادی تولید و توزیع ثروت تولیدشده تقسیم می­شود؛ یعنی توزیع پیش از تولید و توزیع پس از تولید.

توزیع پیش از تولید: اسلام در مورد تقسیم منابع اصلیِ تولید یعنی طبیعت، سرمایه و کار قوانینی دارد اما در اقتصاد سرمایه‌داری برای توزیع منابع سازوکاری پیش‌بینی‌نشده و طبق دیدگاه شهید صدر توزیع ثروت در آن نظام بر اساس قانون جنگل است! قوانین اسلامی در مورد نحوه توزیع و مالکیت منابع سطحی و عمیق، معادن، زمین‌هایی که به‌وسیله صلح به‌دست‌آمده، نحوه بهره‌برداری از منابع، دریا، رودخانه، ماهیان، پرندگان و حدود مالکیت حاکم و مردم موضع‌گیری دارد؛ و شهید صدر مفصلاً به توصیف آن‌ها می­پردازد.

ه) مالکیت

مالکیت در پیش از تولید: کار کردن اساس ایجاد مالکیت است؛ اما کار باید به نحوی باشد که بهره بردارانه و استفاده گرانه باشد و نه به‌صورت انباشت گرایانه. همچنین قانون پایداری مالکیت بیان می‌کند که اگر مثلاً کسی مالک معدنی باشد و کارگران را اجیر کند تا آنجا کار کنند آنگاه کارگران تنها مزد دریافت می­کنند؛ اما اگر کسی کارگران را اجیر کند تا در معدن کار کنند اما خودش مالک معدن نیست آنگاه کارگران باکار خود مالک تولید خود می‌شوند.

مالکیت در تولید: در تولید هرکس ماده اولیه را آورده و به‌اصطلاح مالک بنگاه اقتصادی مالک کالا است و به کارگر تنها اجر و مزدش پرداخت می­شود.

و) بهره

در نظام لیبرالی گذشت زمان و خطرپذیری در قرض برای قرض دهنده، دریافت ربا از قرض گیرنده را توجیه می‌کند اما در اسلام همان‌طور که گفته شد کار ایجاد ارزش می‌کند و نه خطرپذیری یا گذشت زمان لذا گرفتن بهره در عقد قرض حرام است.

ح) تولید و توزیع پس از تولید

1. تولید دو جنبه دارد. جنبه عینی آن‌که به نحوه استفاده از ابزار و... برمی‌گردد به مکتب اقتصادی اسلام مربوط نیست اما جنبه ذهنی آن‌که هدف تولید و ارزش‌گذاری محصول را بر عهده دارد در مکتب بحث می‌شود.

نقطه مشترک هر سه‌نظام، بهره‌وری حداکثری از طبیعت و رشد تولید است. برای رشد تولید، اسلام دو ابزار دارد 1. ابزارهای فکری (مثل تشویق به کار) 2. ابزارهای تشریعی

توزیع پس از تولید در مورد نحوه سهم بری عوامل تولید بحث می­کند: سرمایه، کار و ابزار تولید سه بخش (نهاده) تولید را تشکیل می­دهند که اسلام باید برای تعیین سهم آن‌ها در تولید موضع‌گیری داشته باشد. لذا در جدول زیر سعی می‌کنیم نظریه ارزش در اسلام را در کنار دو نظام دیگر توصیف کنیم. هر خواننده منصفی بعد از دیدن نظر اسلام به عادلانه و مقدس بودن آن پی می­برد.

 

عوامل تولید

اسلام

مارکسیست

سرمایه‌داری (کاپیتالیسم)

کار

سود ثابت (مزد) یا بهره بدون ضرر

سود ثابت (مزد)

یا بهره با ضرر

سود ثابت (مزد)

سرمایه

بهره با ضرر

سود ثابت

سود ثابت (ربا)

بهره با ضرر

ابزار تولید

سود ثابت (اجاره‌بها)

سود ثابت

سود ثابت (اجاره‌بها)

 

· کارگر می‌تواند در جریان تولید مزد بگیرد یا به‌صورت مضاربه در کار شرکت کند و سود ثابت و بدون ضرر دریافت کند.

· سرمایه می‌تواند در سود و زیان تولید شریک باشد و به این نحو سهمش را دریافت کند؛ زیرا ازنظر اسلام سود ثابت و بدون ضرر برای سرمایه ربا محسوب می­شود.

· ابزار تولید تنها می‌تواند مزد (مال‌الاجاره) دریافت کند.

 

مصونیت از زیان

بهره

سود ثابت

(بهره-ربا – اجاره‌بها)

عامل تولید

مکتب

+

+

+

کار

اسلام

-

+

-

سرمایه

-

-

+

ابزار تولید

-

+

+

کار

کمونیسم

-

-

+

سرمایه

-

-

+

ابزار تولید

-

-

+

کار

کاپیتالیسم

-

+

+

سرمایه

-

-

+

ابزار تولید

 

نتایج جالب جداول بالا:

  1. اسلام بزرگ‌ترین مدافع حقوق کارگر است.
  2. امتیازات کمونیسم به کارگر از امتیازات اسلام به کارگر کمتر است.
  3. کارگر در نظام سرمایه‌داری از ابزار تولید محسوب می­شود.

ط) دولت در اقتصاد اسلامی

اولاً دولت در اقتصاد دو نقش عمده دارد:

1. فراهم کردن امکانات برای فعالیت ثمربخش مردم

2. تأمین اجتماعی در مواقع ناتوانی مردم و شرایط خاص دولتی

ثانیاً دولت برای ایفای نقش خودش می­تواند به فراخور زمان و مکان احکامی را وضع کند؛ و این در زمان ما نیز جایگاه دارد. فهم این مطلب در کنار نظریه منطقه الفراغ ممکن است. برخی احکام اسلامی در زمان معصومین به جهت امر حکومتی و در شرایط خاصی وضع‌شده است مثل حرمت فروختن میوه قبل از رسیدن آن، لذا باید بین احکام حکومتی (متغیر) و ثابت تفاوت گذاشت. احکام ثابتی در اسلام وجود دارد، اما غیرازاین دسته در مورد سایر افعالی که حکمی صادر نشده منطقه الفراغ است و تعیین حکم بر عهده حاکمیت قرار دارد.

منابع

شهید سید محمدباقر صدر.. (1393) اقتصاد ما. پژوهشگاه علمی تخصصی شهید صدر

توتونچیان، ایرج. هادوی تهرانی، مهدی. صادقی تهرانی، علی. درخشان، مسعود. مصباحی، غلامرضا (79). گزارش میزگرد پایانی همایش اقتصاد اسلامی، پیشینه تاریخی و چشم‌انداز آینده، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق شماره 11 و 1

زاهدی وفا، محمدهادی. باقری، علی. (93) تحلیلی بر نظریه ارزش و توزیع در اقتصادنا - مطالعات اقتصاد اسلامی شماره 13

امام موسی صدر. (1386). رهیافت‌های اقتصادی اسلام. تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

 


[1] دانشجوی کارشناسی رشته معارف اسلامی و اقتصاد کد 92

abedi.iman.1995@gmail.com

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •