یادداشت تحلیلی با عنوان «تبیین ابعاد اقتصادی و فرهنگی مصرف‌گرایی و مخاطرات آن در جامعه ایران» از مهدی کیانی

یادداشت تحلیلی با عنوان «تبیین ابعاد اقتصادی و فرهنگی مصرف‌گرایی و مخاطرات آن در جامعه ایران» از مهدی کیانی

یادداشت تحلیلی با عنوان «تبیین ابعاد اقتصادی و فرهنگی مصرف‌گرایی و مخاطرات آن در جامعه ایران» از مهدی کیانی

تبیین ابعاد اقتصادی و فرهنگی مصرف‌گرایی و مخاطرات آن در جامعه ایران

مهدی کیانی[1]

مقدمه

مطالعات میان‌رشته‌ای همواره نقش مهمی در بررسی مسائل و مشکلات جوامع داشته‌اند و توجه به روابط متقابل علوم مختلف با یکدیگر، ابعاد مختلف مسائل را بیشتر نمایان می‌سازد و مسیر درست‌تری را در مقابل محققان قرار می‌دهد. در بسیاری از موارد مشکلات اقتصادی ریشه در سیاست، فرهنگ و سایر علوم دیگر دارند و بنابراین جنش پاسخ‌ها به این مسائل اقتصادی شاید متفاوت باشد. چراکه عدم درک درست از ابعاد مختلف یک مسئله و ساده‌انگاری در پاسخ به آن، نمی‌تواند مسائل را به‌طور کامل حل کند.

در این میان روابط متقابل میان فرهنگ و اقتصاد ازجمله مواردی است که کتمان آن بسیار دشوار است و واقعیت‌های زندگی روزمره انسان گواهی بر تأثیرات متقابل این دو حوزه بر یکدیگر است. مصرف‌گرایی پدیده‌ای است که جنس آن اقتصادی- فرهنگی است. البته شاید بتوان حوزه‌های دیگر علوم انسانی مانند سیاست را در شکل‌گیری این پدیده دخیل دانست، اما نشانه‌های اقتصادی و فرهنگی بیشتر در آن نمایان است.

کلمات کلیدی: مصرف‌گرایی، تربیت اقتصادی، تبلیغات و بازاریابی، اسراف و تبخیر

 

تعریف

مصرف‌گرایی یا به تعبیر دیگر مصرف‌زدگی را در یک بیان ساده می‌توان «خرید و مصرف کالا و خدمات بر اساس امیال و خواسته‌ها (wants) و نه بر اساس نیاز واقعی (needs)» دانست. درواقع، در رویکرد مصرف‌گرایی، خود کالا هدف است نه وسیله‌ای برای پاسخگویی به یک نیاز واقعی.

تاریخچه‌ی شکل‌گیری

در مورد زمان پیدایش اولین نشانه‌های مصرف‌گرایی و محل وقوع آن، بین محققان و مورخین اختلافاتی وجود دارد. اما آنچه مسلم است و موردتوافق همه قرارگرفته است این است که اواسط قرن 18 و هم‌زمان با انقلاب صنعتی، مصرف‌گرایی به‌صورت عینی و قابل‌درک در اروپا مشاهده می‌شده است و کشورهایی نظیر انگلیس، فرانسه و بخشی از آلمان از سرشناس‌ترین کشورها در این حوزه به شمار می‌رفته‌اند.

رفته‌رفته باوجود مبادلات تجاری و فرهنگی میان کشورها، استعمارگری کشورهای مستکبر و بسیاری از عوامل دیگر، این شیوه‌ی غلط مصرف به قاره‌های دیگری چون آمریکا و سپس کشورهای خاورمیانه سرایت می‌کند. وجود حکومت‌های دست‌نشانده در آسیا و خاورمیانه هم چون حکومت رضاخان و محمدرضا شاه در ایران و آتاتورک در ترکیه، از دیگر راه‌های نفوذ این فرهنگ به کشورهای این منطقه بوده است.

به‌طور خاص از سال 1918 میلادی به بعد مصرف‌گرایی در خاورمیانه وارد دوره‌ی جدیدی می‌شود و سقوط امپراتوری مسلمان عثمانی که به‌عنوان یک حکومت قدرتمند در جلوگیری از گسترش مصرف‌گرایی مؤثر بود، اتفاق مهمی در این حوزه به شمار می‌رود. در همین زمان نفوذ اقتصادی غرب بر ممالک تحت پوشش عثمانی سابق، کشورهایی چون لبنان و ریه از جهت نظامی نیز به استعمار غرب درآمدند. کشور ترکیه نیز به‌عنوان یک کشور کلیدی، سیاست‌های غرب رایانه را در پیش گرفت و فشار بر مسلمانان را زیاد نمود.

عوامل شکل‌گیری مصرف‌گرایی در دنیا

بسیاری از محققان معتقدند که مهم‌ترین عامل شکل‌گیری پدیده‌ی مصرف‌گرایی، انقلابی بود که به دنبال انقلاب صنعتی در بخش عرضه‌ی محصولات اتفاق افتاد. عرضه‌ی محصولات افزایش شدیدی پیدا کرد و فاصله‌ی خود را با تقاضای موجود در جامعه افزایش داد. انبارها پر بود از محصولات ولی تقاضا در همان سطح قبل باقی‌مانده بود که مواردی هم چون «قانون آهنین دستمزد» که مردم را فقیر نگه‌داشته بود را می‌توان به‌عنوان مهم‌ترین عامل عدم رشد تقاضا در آن دوران به شمار آورد. دیگر عرضه تقاضای خودش را ایجاد نمی‌کرد و نیاز بود تا سرمایه‌داری چاره‌ای بیندیشد.

بنابراین تمامی حوزه‌های علوم انسانی هم چون فرهنگ و سیاست و حقوق و اقتصاد و... دست‌به‌دست هم دادند تا این مشکل را برطرف کنند و سرمایه‌داران و کارخانه‌ها را نجات دهند.

در حوزه‌ی حقوقی قوانین جدید کار ساعات کاری کارگران را کاهش داد و افزایش درآمد آن‌ها را الزامی کرد.

در حوزه‌ی مهندسی و فنّاوری، هرروز مدل جدیدی از یک محصول ارائه می‌شد و از طرف دیگر عمر محصولات کاهش پیدا کرد تا مبادا عمر طولانی‌مدت یک محصول مانع از مصرف بیشتر شود. فرهنگ با ابزار رسانه و مُد به میدان آمد و شاید تا به امروز مؤثرترین نقش را ایفا کرده است.

بنابراین پدیده‌ی مصرف‌گرایی نتیجه‌ی یک فعالیت جمعی در حوزه‌های مختلف بوده استونمی توان صرفاً با ارائه‌ی راهکاری اقتصادی برای درمان آن اقدام کرد.

تذکر

نکته‌ای که باید به آن دقت نمود این است که هدف این نوشتار این نیست که به‌تمامی اتفاقات رخ‌داده تاریخی در بالا بادید منفی نگاه کند. بی‌انصافی است که فواید قوانین جدید کار ارائه‌شده برای کارگران و نقش آن در افزایش رفاه آنان را نادیده بگیریم. هم‌چنین پیشرفت فنّاوری و نقش آن در سهولت انجام فعالیت‌های روزمره، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد و یا اینکه پیدایش رسانه‌های جدید را تماماً مضر دانست. از طرف دیگر می‌دانیم که مصرف کلید چرخش اقتصاد است و مصرف بیشتر، سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال و رونق بیشتر را به دنبال دارد (البته به شرطی که کالاها و خدمات تماماً لوکس و وارداتی نباشند)؛ اما در کنار آن باید به اخلاق مصرف نیز توجه کرد و در کنار آن باید توجه نمود که همواره در پشت بسیاری از قوانین اهداف متنوعی قرار دارند. در اکثر موارد اهداف خوب و بد باهم ممزوج می‌شوند تا یک قانون برای دنیا ارائه شود. در اینجا هم در کنار وجود فوایدی که این اتفاقات در زندگی بشر داشته است، نباید اهداف استثماری نهفته در پشت بسیاری از قوانین و اتفاقات را نادیده گرفت.

مصرف‌گرایی و مفاهیم اسلامی

مصرف‌گرایی در شیوه‌ی کنونی قطعاً ارتباط تنگاتنگی با مفاهیمی چون اسراف، تبذیر و اِتراف دارد. گرچه شاید نتوان آن را دقیقاً بر این مفاهیم منطبق کرد ولی شباهت های فراوانی در ترکیب این سه مفهوم اسلامی و پدیده ی مصرف گرایی وجود دارد. مفهوم اسراف در جایی مطرح می شود که گرچه موضوع مصرف صحیح است، ولی شیوه ی مصرف یا حجم مصرف از حد متعادل تجاوز می کند.

مفهوم تبذیر اشاره به غلط بودن موضوع مصرف دارد چه در حجم کم و چه در حجم زیاد و اتراف حالتی است که به دلیل اسراف و تبذیر فراوان و انجام دیگر گناهان، حالتی به انسان دست می دهد که طغیان می کند و نسبت به تخریب دین و معنویت و ایستادن در مقابل آن ها اقدام می کند.

نباید این طور تلقی شود که اسلام با هر گونه مصرف زیاد مخالف است. آن چیزی که مورد توجه اسلام است این است که در هر مورد مصرف در اندازه ی استاندارد و در چارچوب تعیین شده آن قرار گیرد و خطوط قرمزی چون اسراف و تبذیر، رعایت حال جامعه ی مسلمین، پرهیز از فخر فروشی و... رعایت شود و در عین حال موضوع مصرف نیز صحیح باشد. حال ممکن است در برخی موارد مصرف زیاد حتی توصیه هم بشود ولی در برخی موارد حتی مصرف اندک هم توبیخ شود.

با وجود حکمرانی اسلام در منطقه ی خاورمیانه، این سؤال در ذهن انسان پدید می آید که با وجود اینکه نیروی قدرتمندی چون اسلام مخالف مصرف گرایی یا مصرف زدگی است، چگونه این پدیده در کشورهای اسلامی این منطقه تا این حد گسترش پیدا کرده است؟

مصرف گرایی ایرانی

شکی نیست که انقلاب اسلامی ایران سدّی بود دربرابر گسترش فخر فروشی و مصرف زدگی طاغوتیان ایران و ایدئولوژی که این نظام را همراهی می کند، مخالفت شدید با مظاهر مصرف گرایی و تجمل پرستی دارد و این امر در سال های اولیه ی انقلاب به وضوح در میان مردم دیده می شده است. اما چه اتفاقی برای این کشور افتاده که بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب، از بسیاری از آن آرمان ها فاصله گرفته و خوی مصرف گرایی و فخر فروشی و تجمل پرستی نه تنها در میان حاکمان بلکه به میان توده ی مردمش نیز کشیده شده است.

در این رابطه، نگاهی به بیانات مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد که ایشان از دهه 70 تاکنون، به طور جدی‌تری به این مطلب، به عنوان یکی از آفات سبک زندگی مردم ایران، پرداخته‌اند. به طور خاص، در سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف که در سال 1389 به قوای سه‌گانه ابلاغ شد، در بند ششم، به «مقابله با ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی و ابراز حساسیت عملی نسبت به محصولات و مظاهر فرهنگی مروج اسراف و تجمل‌گرایی» اشاره شده است.

شواهد

افزایش بیش از حد پاساژ های فروش کالاهای لوکس و گران قیمت، افزایش پاساژ گردی های بی هدف، افزایش انواع کالاهای لوکس در جهیزیه دختران و در منازل قشرهای گوناگون مردم، به وجود آمدن طبقات نوکیسه (مُترَفین) در شهرهای مختلف، افزایش فخر فروشی ها و تجمل پرستی ها در زندگی و... همه شواهدی بر وجود مصرف گرایی و گسترش آن در کشور است.

مکانیسم عمل

تمامی هنر رسانه های دیداری و شنیداری در تبلیغات برای گسترش دامنه ی مصرف مردم، این است که با بمباران ذهن مردم با پیامهای مختلف، خواسته ها و امیال انسان را (wants) را به عنوان نیاز انسان (need) جلوه دهند. زمانی که انسان جای خواسته های خود را با نیاز عوض کند، اقدام به خرید کالا و خدمات می نماید.

این کار باید به بهترین نحو از راه های گوناگون هم چون تبلیغات رادیو و تلویزیون، استفاده از بسته بندی ها و رنگ های تحریک کننده، تحریک شهوت انسان جهت سوق دادن او به خرید و مصرف، استفاده ی ابزاری از زنان، ارزان فروشی و... همه از ترفندهای تحقق این مکانیسم هستند. حتماً بسیاری از ما تجربه ی خرید از فروشگاه های زنجیره ای بزرگ را داشته ایم، بدین صورت که در ابتدا صرفاً برای خرید مثلا 5 قلم کالای مورد نیاز به فروشگاه مراجعه کرده ایم اما هنگامی که از فروشگاه خارج‌شده‌ایم، سبدمان پر بوده از کالاهایی که ناخودآگاه در میان مسیر به دلایل مختلف برداشته ایم. این یکی از عیوب فروشگاه های زنجیره ای در کنار صدها فایده ی آن است.

عوامل تشدید و تحریک برای مصرف بیشتر

محققان معتقدند که عوامل بسیاری در تشدید عطش به مصرف مؤثرند. برخی از این عوامل عینی و برخی مربوط به ذهن و فکر انسان می شود. در این قسمت برخی از این عوامل را بیان می نماییم:

الف- کسب سود بیشتر برای سرمایه داران و کارخانه ها

همان طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، اگر بنگاه ها صرفاً به دنبال افزایش سود بیشتر باشند، آنگاه عرضه ی بیش از حد کالا و خدمات را باید با ترفند هایی از جمله تبلیغات وسیع به فروش رساند. این کار موجب ترویج مصرف گرایی در کشور می شود. دکتر محمد سرافراز، رئیس سابق سازمان صدا و سیما، در یکی از سخنرانی های خود در سال‌های گذشته، با اشاره به مأموریت ملی صدا و سیما و لزوم اتخاذ سیاستهای صحیح فرهنگی، با انتقاد از کمبود بودجه ی اختصاص یافته به صدا و سیما توسط دولت، این نکته را بیان کرد که اگر صدا و سیما که یک نهاد ملی است، بخواهد در قامت یک تاجر رفتار کند و بودجه ی مورد نیاز خود را از تبلیغات تأمین نماید، این کار موجب ترویج مصرف گرایی می شود.

ب- ارضای یک نیاز روانی

در بسیاری از موارد مصرف نه برای رفع یک نیاز واقعی بلکه برای ارضای یک نیاز روانی است. این نیاز می تواند «نیاز به دیده شدن و پذیرفته شدن» باشد که بیشتر جوانان در سنین بلوغ آن را جزء نیازهای خود تلقی می کنند.

خرید برخی از برندهای خاص نه برای استفاده از آن کالا در جهت هدف اصلی ساخت آن، بلکه برای پذیرفته شدن در جمع و گروهی خاص است.

در برخی موارد فرد نیاز به شادی را به مصرف گره می زند. بسیاری از بانوان صرفاً برای یک احساس لذت و شادی لحظه ای، اقدام به خرید می کنند.

ج- نداشتن برنامه برای گذراندن زندگی

از آن جا که قشر مهمی که بیشتر هدف تبلیغات و رسانه ها قرار دارند، زنان هستند و آن ها سهم مهمی در خرید های خانواده و مدیریت بودجه دارند، بررسی این گروه از اهمیت بالای برخوردار است. در برخی مواقع بانوان به دلیل نداشتن برنامه ی برای گذراندن اوقات خود، تنها راه درمان را در خرید و پاساژ گردی می بینند.

د- عدم دین‌داری کامل

تربیت صحیح دینی و توجه به آموزه های اسلامی، موجب شناخت چارچوب های رفتار مصرفی یک مسلمان می شود. این که فرد چه کالا یا خدمتی را در چه زمانی و چگونه و به میزان مصرف نماید، وقتی در چارچوب رفتار یک مسلمان بررسی شود یک پاسخ دارد و زمانی که بدون چارچوب مشخصی تصمیم گیری شود پاسخ دیگری برای فرد دارد. به جرئت می توان گفت که بسیاری از رفتارهای مصرفی ما در جامعه ی امروز بدون اندک توجهی به آموزه های دینی انجام می شود. افراط و تفریط در مصارف ما موج می زند. قناعت، ساده زیستی، عدم اسراف و تبذیر، عدم تفاخر و تجمل زدگی و... در زندگی بسیاری از ما جایی ندارد.

پیامدهای رفتارهای مصرف گرایانه

توجه به رفتار های مصرف گرایانه می تواند تبعات متفاوتی در ابعاد متفاوت برای جامعه داشته باشد. از نظر اقتصادی اگر به عنوان مثال خرید کالاهای لوکس و یا خرید برندهای تماماً خارجی مورد توجه مردم قرار بگیرد، این کار موجب خروج سرمایه از کشور خواهد گردید و به تبع آن عدم امکان رقابت صنایع داخلی و ورشکستگی، بیکاری و مسائل و تبعات دیگری به دنبال آن پدید خواهد آمد.

هم چنین رفتارهای مصرف گرایانه موجب هدر رفت درآمد و سرمایه ی مالی خانوار شده و موجب عدم امکان تخصیص بهینه منابع مالی برای مصرف در درست ترین راه می شود.

از جنبه ی دیگر، مصرف گرایی موجب توجه بیش از حد انسان به بعد مادی و حیوانی اش می شود که این کار سقوط اخلاق و نابودی معنویت و کم سو شدن گرایش‌های متعالی انسان و سستی دین را به دنبال خواهد داشت. به دنبال آن سایر آفاتی که مادی زندگی کردن در پی دارد، گریبان گیر جامعه خواهد شد. بسیاری از محققان معتقدند که یکی از دلایل افسردگی در اقشار با درآمد متوسط و بالا، توجه صرف به عواملی است که تنها به جنبه ی مادی زندگی انسان می پردازند.

راهکارهای پیش گیری و درمان

راهکارهای اقتصادی

بخشی از رفتارهای مصرف گرایانه در هر کشور مربوط به خرید و مصرف کالاها و خدماتی است که در گروه کالاها و خدمات لوکس جای می گیرند. در این گروه مالیات بر مصرف کننده برای خرید این گونه کالاها تفاوت قابل توجهی با متوسط مالیات بر سایر کالاها دارد. هم چنین اگر این گروه از کالا و خدمات وارداتی باشند، تعرفه ی گمرکی آن ها بسیار بیشتر از سایر کالاها و خدمات است. هم چنین تسهیلات ارزان قیمتی که در برخی موارد دولت به تجار ارائه می دهد نباید به صاحبان این گونه تجارت ها ارائه شود.

راه کار های تربیتی اقتصادی

به نظر می رسد با وجود همه ی قوانین بیرونی که در حوزه ی اقتصاد وجود دارد، این راه کارها کفایت نمی کنند و شاه‌کلید مبارزه با این گونه رفتارها چیز دیگری است. از آنجا که مسئله مصرف گرایی یک مسئله چند بعدی است و ابعاد فرهنگی و اقتصادی هم‌زمان با هم در حال فعالیت هستند، برای ارائه ی راه کار نیز باید به ابعاد مختلف موضوع توجه نمود. به نظر می رسد که بهترین و مؤثرین راه جلوگیری از این گونه رفتارها، توجه به تربیت اقتصادی اسلامی برای اعضای خانواده است. بدون توجه به مقوله تربیت، هرگز راه کارهای سخت افزاری اقتصادی نمی توانند به تنهایی به حل این معضل بپردازند. توجه به تربیت فردی و سپس انتقال آن به اعضای خانواده بسیار مهم است، خصوصاً در حوزه ی تربیت اقتصادی می تواند نتایج بسیار مطلوبی برای جامعه به همراه داشته باشد. هرچقدر بیشتر در این حوزه سرمایه گذاری شود، جامعه ی آینده سالم تر خواهد بود. فرد مسلمان باید مهارت های مربوط به مالیه ی شخصی مانند مهارت های مصرف و پس انداز، شناخت الگوهای مختلف و تأثیرات آن ها بر مصرف شخصی و مدیریت بودجه و... را بشناسد و ضمن آن آموزه های اقتصادی اسلام برمبنای قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السّلام) را فرا گیرد. در این جا یک مسئله ی مهم پیرامون چارچوب رفتار اقتصادی خانواده طبق موازین اسلامی مطرح می شود و آن مسئله ی شأن اقتصادی خانوار است. منظور این است که از نظر اسلام رفتار های مصرفی و اقتصادی هر خانوار باید در چارچوب شان آن خانواده باشد. مسئله شان خانواده ابعاد بسیار وسیعی مانند میزان درآمد، خصوصیات محل زندگی، تعداد اعضای خانواده، درجه ی نیاز نسبی افراد خانواده و... را دربر میگیرد و از مطالب مهمی است که در حوزه ی اقتصاد اسلامی باید به آن پرداخته شود؛ اما متأسفانه تا کنون هنوز این بحث به طور مفید و قابل استفاده توسط محققان بررسی نگردیده و در محافل دانشگاهی و علمی به آن پرداخته نشده است.

از نظر توجه به وسایل ارتباط جمعی، خانواده باید تأثیر تبلیغات و بازاریابی بر مصرف خود را بشناسد و موارد خوب را از بد تشخیص دهد. کودکان بین 4 تا 12 سال و مخصوصاً دختران بیشتر در معرض آماج حملات بازاریاب‌ها برای خرید محصولات اند. باید از ابتدا آن ها را برای زندگی در جامعه ی بمباران شده توسط تبلیغات آموزش داد. در مجموع باید عنوان کرد که راه کارهای متعدد و متنوعی برای مقابله با این پدیده وجود دارد که بیان همه ی آن ها در این نوشتار امکان پذیر نیست.

جمع بندی و نتیجه گیری

در پایان بیان این نکته ضروری است که مبارزه با پدیده ی مصرف گرایی (مصرف زدگی) نیاز به یک عزم ملی و همکاری تمامی دستگاه های حاکمیتی و مهم تر از همه مردم دارد. ابعاد مختلف از معضل اکنون در جامعه برای همه قابل مشاهده است و کم تر خانواده ایست که با آن درگیر نباشد. قشر علمی اعم از قشر دانشگاهی و حوزوی جامعه پس از حدود 40 سال تأخیر، اکنون دیگر باید برای تربیت اقتصادی جامعه وارد عمل شود، برنامه ریزی کند و این بار را بر دوش بکشد. ادامه ی مسیر فعلی کشور را از جنبه های مختلف اقتصادی و فرهنگی و سیاسی در شرایط ناگواری قرار خواهد داد. اصلاح الگوی مصرف بیشتر از جنبه ی تربیتی (نرم افزاری) باید مورد توجه قرار گیرد و توجه صاحبنظران و حاکمان بیشتر معطوف به این حوزه باشد. البته این به معنای نفی اقدامات قانونی و سیاستی در حوزه ی اقتصاد کشور، مانند سیاستهای تعرفه ای و مالیاتی در حوزه ی مصرف و... نخواهد بود.

 

منابع:

1. Stearns,p(2006).Consumerism in the world history. Rutledge.

2. Hill, J. A. (2011). Endangered childhoods: how consumerism is impacting child and youth identity. Media, Culture & Society, 33(3), 347-362.

پایگاه های اینترنتی:

www.khamenei.ir

www.ibena.ir

 


[1] دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی واقتصاد

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •