گزارش «تقوای اقتصادی راهی جهت اصلاح فرهنگ اقتصادی» از محمد قدیمی ورودی ۹۵ دانشکده

گزارش «تقوای اقتصادی راهی جهت اصلاح فرهنگ اقتصادی» از محمد قدیمی ورودی ۹۵ دانشکده

گزارش «تقوای اقتصادی راهی جهت اصلاح فرهنگ اقتصادی» از محمد قدیمی ورودی ۹۵ دانشکده

تقوای اقتصادی راهی جهت اصلاح فرهنگ اقتصادی

محمد قدیمی [1]

گناه عمومی، زایل‌کننده نعمت‌های بزرگ

[راجع به انواع گناه] نوع سوم، گناهان جمعی ملتهاست. بحث یک نفر آدم نیست که خطایی انجام دهد و یک عده از آن متضرر شوند؛ گاهی یک ملت یا جماعت مؤثری از یک ملت مبتلا به گناهی می‌شوند. این گناه هم استغفار خودش را دارد. یک ملت گاهی سالهای متمادی در مقابل منکر و ظلمی سکوت می‌کند و هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهد؛ این هم یک گناه است؛ شاید گناه دشوارتری هم باشد؛ این همان «انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم»(۱) است؛ این همان گناهی است که نعمت‌های بزرگ را زایل می‌کند؛ این همان گناهی است که بلاهای سخت را بر سر جماعت‌ها و ملتهای گنهکار مسلط می‌کند. ملتی که در شهر تهران ایستادند و تماشا کردند که مجتهد بزرگی مثل شیخ فضل‌اللَّه نوری را بالای دار بکِشند و دم نزدند؛ دیدند که او را با این‌که جزو بانیان و بنیانگذاران و رهبران مشروطه بود، به جرم این‌که با جریان انگلیسی و غربگرای مشروطیت همراهی نکرد، ضد مشروطه قلمداد کردند - که هنوز هم یک عده قلمزن‌ها و گوینده‌ها و نویسنده‌های ما همین حرف دروغ بی‌مبنای بی‌منطق را نشخوار و تکرار می‌کنند - پنجاه سال بعد چوبش را خوردند: در همین شهر تهران مجلس مؤسسانی تشکیل شد و در آن‌جا انتقال سلطنت و حکومت به رضاشاه را تصویب کردند. آنها یک عده آدم خاص نبودند؛ این یک گناه ملی و عمومی بود. «و اتّقوا فتنة لاتصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّة»(۲)؛ گاهی مجازات فقط شامل افرادی که مرتکب گناهی شدند، نمی‌شود؛ مجازات عمومی است؛ چون حرکت عمومی بوده؛ ولو همه‌ی افراد در آن شرکت مستقیم نداشتند. همین ملت آن روزی که به خیابان‌ها آمدند و سینه‌شان را مقابل تانک‌های محمدرضا پهلوی سپر کردند و از مرگ نترسیدند؛ یعنی تحمل و صبر و سکوت گناه‌آلود پنجاه ساله را تغییر دادند، خدای متعال پاداش آنها را داد؛ حکومت ظلم ساقط شد، حکومت مردمی سر کار آمد؛ وابستگی ننگ‌آلود سیاسی از بین رفت، حرکت استقلال آغاز شد و ان‌شاءاللَّه ادامه هم دارد و ادامه پیدا خواهد کرد و این ملت به توفیق الهی و به همت خود، به آرمانهای خودش خواهد رسید. این به خاطر این بود که حرکت کرد. بنابراین گناه نوع سوم هم یک‌طور استغفار دارد. بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام8/8/1384

مشکلات و رنج انسان

یکی از مشکلاتی که مردم از ان رنج می برند و با آن کشور را زیر سوال می برند و می گویند دلیل انقلاب چه بوده و چرا اصلا انقلاب کردیم که این همه مشکلات پیش آمده،مسئله معیشت و اقتصاد است و این کار مردم هم شاید از جنبه ای طبیعی باشد چون سخن معصوم است که اگر فقر وارد خانه ای شود کفر از آن خارج می شود اما این دلیل نمی شود به مردم حق بدهیم که گلایه کردن از این وضع موجود درست و صحیح باشد چون زندگی مشکلات متعددی دارد و باید هم مشکل داشته باشد و با سختی همراه باشد چون خداوند تبارک و تعالی می فرماید: لقد خلقنا الانسان فی کبد[2] یعنی ما انسان را در رنج آفریدیم و زمانی که برایمان رنجی پیش می اید نباید بگوییم که خدایا چرا؟!! اینکه مثل بچه هایی که در بازی شکست می خورند و از بازی کناره گیری می کنند، ما هم از رنج کشیدن فرار کنیم ،اصلا مطلوب نیست.

انسان چه مومن باشد چه کافر و چه بخواهد و چه نخواهد باید رنج و سختی بکشد چون خداوند در آیه ذکر شده ، لفظ الانسان را اورده است اما فقط می توانیم نوع رنج را انتخاب کنیم یعنی یا این رنج کشیدن در مسیر خدا باشد یا مسیر شیطان

یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدح فملاقیه[3] این انسان همنا تو در رنج هستی و با این رنج کشیدن درست به سوی خدا که غایت زندگی توست می رسی.

شاید این سخن به مذاق بعضی ها خوش نیاید و بگویند که این کار برای فایده ای اما باید قبول کرد که واقعیت همین است و باید به مردم فهماند که فلسفه خلقت انسان چیست و معنای ماخلقت االجن و الانس الا لیعبدون[4] چه بوده که خداوند ذکر کرده است.

تقوا سلاح مقاوم در برابر مشکلات

 

این کار را فقط با سلاح تقوا می شود ،انجام داد و در برابر آن مقاومت کرد.تقوا یعنی رعایت برنامه خداوند، یعنی اجرا و پیاده کردن هرچیزی که خدا بخواهد ،تقوا یعنی عامل درونی و یک آژیر خطر برای هدایت ما که می تواند در بزنگاه ما را از پرتگاه نجات دهد و به انسان بصیرت دهد و تقوا حتی نیروی برای خروج از مشکلات است که خداوند می فرماید: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب5

تقوا وسیله ای است برای نجات بشریت از گرداب گناهان و رنج ها و سختی ها که پیاده کردن این کار نیازمند تقوا اجنتماعی است و از نوع تقوا اجتماعی .

(انواع تقوی:فردی یا اجتماعی ،قوت یا ضعف

تقوا فردی یعنی نیروی که باعث می شود از گناهان فردی دوری کنیم و نیروی در خلاف آن وارد می کند.

تقوا اجتماعی به این معناست که ما را از گناهان اجتماعی که سرنوشت یک قوم را تغییر می دهد(همان آیه ابتدا متن)بازمی دارد مثل زیر با رفتن ذلت و یا ظلم و ...

مطلبی که من می‌خواهم به شما عرض کنم، حول و حوش یک آیه‌ی قرآن است. آیه‌ی معروفی است: «انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم»(۱). تغییرات به دست شماست. کلید تحولات اجتماعی و تحولات عظیم در دست شماست؛ مضمون آیه این است. یک جای دیگر در یک دایره‌ی محدودتر می‌فرماید: «ذلک بأنّ اللَّه لم یک مغیّرا نعمة أنعمها علی قوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم»(۲). این آیه، پسرفت را می‌گوید. خدای متعال پسرفت را نصیب هیچ کشوری نمی‌کند، مگر خودشان به دست خودشان بکنند. تغییرِ موجبِ پسرفت را خودِ ملتها به وجود می‌آورند. و شبیه این مضمون در آیات متعدد دیگری هم هست که مرجعش به همین است. بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان18/8/1385

انواع تقوا در جامعه

تقوا ضعف بدین معناست که انسان با توجه به محیط که در ان کمتر شرایط گناه کردن است،اقدام به گناه نکردن می کند مثل کسی که در غار زندگی می کند و همان جا می میرد و در روز قیامت به خداوند می گوید: من غیبت نکردم و یا من دروغ نگفتم و...(این مثال را با اغراق گفتم تا تقریب ذهن شود البته کسانی امروزه هستند که به حجره ها می روند و از آنجا بیرون نمی آیند)این تقوی در صورتی اثرگذار است که پلی برای ادامه مسیر باشد برای انجام تقوا قوت

تقوا قوت یعنی در محیط مملو از گناه که شرایط انجام دادن معصیت فراهم است، ما را باز می دارد که نیازمند خیلی کار کردن انسان برروی خودش است.

(همه ی این انواع تقوا در زمینه اقتصاد هم کاملا صدق می کند مثلا:

1-تقوا فردی: نخریدن کالای خارجی

2-تقوا اجتماعی: به طور دسته جمعی اقدام به نخریدن کاالای خارجی شود

3-تقوا ضعف:کالای ایرانی بهترین کالا باشد هم از کیفیت و هم از نظر کمیت

4-تقوا قوت:کالای ایرانی در درجه دوم یا سوم باشد هم از کیفیت و هم از نظر کمیت))

تقوی وسیله و ابزاری است برای رسیدن به آزادی معنوی و آزادی اجتماعی که از آزادی معنوی به آزادی اجتماعی(آزادی معنوی یعنی در درون خود ذلت را نپذیرد و آزادی اجتماعی یعنی مردم در بیرون و در محیط ذلت را نپذیرد مثلا کسی که دزدی می کند ابتدا در درون خود ذلت را پذیرفته است سپس اقدام به دزدی می کند) می رسیم که این در غرب تعریف نشده است چون همه کارها را می خواهند با قانون و مقررات حل کنند و این کار باعث می شود از درون دچار خیلی از مشکلات روحی و روانی شوند مثل بیماری افسردگی که در اسلام چنین چیزی وجود ندارد زیرا در اسلام هم قانون و مقررات را می خواهد و هم تقوا را.

انسان به‏سان موجودات دیگر، محتاج و نیازمند آفریده شده است؛ از روز نخست که به صورت سلولى در رحم مادر قرار مى‏گیرد نیازمندى، سراسر وجود او را احاطه کرده و تا دم واپسین با او همراه است.

اگر بشر از نظر تعقل و فکر، قوى و نیرومند است و در پرتو دانش و بینش خود، زمین و دریا و فضا را تسخیر نموده است، از نظر شرایط زندگى و لوازم حیات در محدودیت شدیدى قرار دارد؛ مثلا اگر چند لحظه اکسیژن هوا، وارد شش‏هاى او نگردد، خفه مى‏شود. اگر فشار هوا کم و زیاد گردد، زندگى او در خطر مى‏افتد، اگر درجه حرارت هوا از حد معینى بالا یا پایین رود، نابود مى‏شود و انسان مقتدر، از حرکت و جنبش باز مى‏ماند.این حقیقت را قرآن در آیاتى یاد آور شده و مى‏فرماید:

«یَاأَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ

اى مردم! شما نیازمندان درگاه خدا هستید، و خدا بى‏نیاز و شایسته ستایش است».

در حقیقت اگر بخواهیم واقعیت نیازمندى انسان را به صورت امرى محسوس بیان کنیم باید بگوییم: انسان با تمام قدرت خود، بسان لامپ نیرومند پر فروغى است که دیده‏ها را خیره مى‏سازد. این نور خیره کننده هر چه باشد، از خود او نیست و هر لحظه از مرکز مولد برق، به آن قوه و نیرو مى‏رسد و اگر یک لحظه جریان برق قطع گردد، فوراً خاموش شده و خودنمایى آن سپرى خواهد شد.

خلاصه بشر براى ادامه زندگى خود در آغوش طبیعت باید از عوامل بى‏شمارى کمک گیرد و اگر این کمک‏ها و امدادها به او نرسد؛ چراغ زندگى او به خاموشى گراییده از حرکت و جنب و جوش مى‏افتد.این از یک طرف.

از طرف دیگر، در اطراف وجود انسان عوامل نابود کننده، فراوان است که درهر لحظه، هستى و زندگى او را تهدید مى‏کنند: میکرب‏هاى خطرناک و کشنده در آب آشامیدنى و هوا به قدرى زیاد است که اگر عوامل ضد میکرب در خون او نباشد، بشر را فوراً از پاى در مى‏آورند. خداوند براى خنثى نمودن آثار این دشمنان نامریى گلبول‏هاى سفید را در خون آفریده که همواره در جنگ‏هاى میکربى خون شرکت مى‏کنند و دشمنان انسان را از پاى در مى‏آورند.

گاهى در شبانه روز هزاران تن سنگ‏هاى آسمانى کره خاک را سنگباران مى‏کنند، حیات و زندگى بشر را به فنا و نابودى تهدید مى‏نمایند و دست آفرینش براى حفظ انسان، یک زره هوایى بر دور کره خاک کشیده تا سپرى در برابر این صخره‏ها باشد و این سنگ‏ها با اصابت به این زره هوایى، آتش بگیرند و از بین بروند.

عوامل انحراف فکرى از چپ و راست انسان را احاطه کرده، ایمان و اخلاق و فضایل او را تهدید مى‏کنند و در برابر همه این عوامل، حامیانى مانند مربیان صالح و پیامبران و پیشوایان وسایر عوامل و موجبات هدایت وجود دارد که او را از هر نوع انحراف باز مى‏دارند.

از این بیان، چنین نتیجه مى‏گیریم خداوند براى حفاظت بدن و روح انسان پاسدارانى آفریده است که بقاو هستى او را در برابر حوادث بیمه کنند و این عوامل همان است که در این آیه مورد بحث به عنوان «معقبات» از آن یاد شده است.

تقوا و ارتباط آن با فرهنگ

شاید تقوا را مساوی فرهنگ تلقی کرد البته فرهنگی که مطابق قوانین اسلام است نه فرهنگ غیراز فرهنگ اسلامی.

این تقوا باید در بین مردم افزایش پیدا کند نه اینکه مردم گلایه کنند که چرا دیگران هیچ کاری نکردند من جمله دولت مردان.

این مردم هستند که سرنوشت خودشان را خودشان تعیین می کنند و آینده در اختیار خودشان است.

تقوا و ارتباط آن با اقتصاد و معیشت

یکی از مسایل اینکه مردم می توانند برای آینده شان خوب و درست تصمیم بگیرند مخصوصا در اقتصاد و معیشت این است که می توانند اینده را بسازند.برای مثال اگر خانم های خانوار تصمیم بگیرند ظرف مدت یک هفته تعداد مصرف مرغ خود را از یکی به دوتا ارتقا دهند، نظام عرضه مرغ نمی تواند ظرف مدت دو هفته عرضه اش را دو برابر کند و در نتیجه قیمت ها بالا می رود و همین افزایش قیمت را به عناصر دیگری متصل می کنند و از کاه ،کوه می سازند.

این یعنی همان تقوا و فرهنگ که نامش را تقوای اقتصادی یا فرهنگ اقتصادی می گذاریم و مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:

«عزیزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهم ‌تر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاری دارد. الان درباره‌ی تولید داخلی حرف میزدیم؛ اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقّق پیدا کند، باید فرهنگ [مصرف] تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد؛ اگر بخواهیم مردم اسراف نکنند، بایستی این باور مردم بشود؛ این یعنی فرهنگ. فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است.[5]»

برای مثال اگر خانواده ای به این درک برسد و این را اجرایی کند که اگر برای فرزندش و یا هرکس دیگر کالای خارجی بخرد فرزند خودش را در سال های آتی دچار مشکل می کند، دیگر همچین عملی را انجام نمی دهد.

اما این نکته قابل توجه است که تولید کنندگان هم باید با مردم باشند و کیفیت و قیمت را مناسب ارایه دهند و به عبارت دیگر اقتصادمقاومتی فقط برای مردم نیست بلکه برای همه است و هر کسی به نوبه خودش.

یکی از مشکلات اقتصادایران این است که تولیدکنندگان با عشق و خلوص نیت، کار نمی کنند یعنی کارگری با تمام وجودش کار کند و این کار با عشق، خیلی مهم است و باید این تقوا را تولیدکنندگان هم داشته باشند تا از کار کردنشان تمام لذت را ببرند تا این کار عبادت لذت بخش شود.

عشق در کار یعنی کارگر با تمام وجودش آجر روی آجر بگذارد تا به سرانجام برساند که نتیجه آن، این می شود که کیفیت کالا بالا می رود و به دنبال ان رضایت مشتری و تقاضاکننده و در اخر هم با افزایش تقاضا،تولید و اشتغال هم بالا می رود و به همین راحتی می توان فرمان ولی فقیه را در خصوص شعار سال تحقق بخشید و دیگر نوبت این است که وارد عمل شویم و وارد گود و دیگر حرف بس است . در حال حاضر در زمینه اقتصاد سخن بسیار است و باید از نظریات به عملیات وارد شویم و ما در بحث اقتصاد اسلامی کتاب های فراوان داریم که باید به آنها عمل کرد البته این کار شامل همه نمی شود و مربوط به کسانی است که در این زمینه توانایی دارند و یک عده ی دیگر هم باید گفتمان سازی را ادامه دهند تا بتوانیم کشور خودمان را جلو ببریم و درجا نزنیم و هم چنین بتوانیم سخنام مقام معظم رهبری را اجرایی کنیم در خصوص شعار سال 1395 یعنی اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل به عنوان مثال همه ی ملت و دولت با همدلی و هم زبانی کالای ایرانی استفاده کنند.

البته برای فرهنگ سازی و بالا بردن تقوای اقتصادی مردم می توان از قانون 1990گاندی استفاده کرد به طوریکه باید گام به گام طی کرد و با صبر توانست یک کار مفید انجام داد که این قانون هم اینطور است.

این قانون اینطور بیان می کند که برای فرهنگ سازی یک موضوع ابتدا باید1%مردم و کسانی که دغدغه مند این کار هستند، بایداین عمل را انجم دهند و از اینکه کم هستند نباید ناامید شوند سپس سراغ 9%مردم رفت و این عملیات را انجام داد و سپس روی 90%مردم این عمل ر پیاده کرد البته در زمان طولانی این کار انجام می شود و این کار نیازمند یک کار تشکیلاتی و گروهی است و بدون ان ، کار پیش نمی رود.

قرآن کریم در چندجا از ضرورت کار تشکیلاتی بحث میکند:

1-سوره انفال آیه 65:یا ایُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَفْقَهُونَ

اى پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه مى‏کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند، پیروز مى‏گردند؛ چرا که آنها گروهى هستند که نمى‏فهمند! (65)

2-سوره آل عمران 200: یاایهَا الَّذینَ ءامَنوا اصبِروا وصابِروا ورابِطوا واتَّقوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحون

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!

راهکارهایی برای تقویت فرهنگ و تقوای اقتصادی

ما باید در موارد زیر خودمان را تقویت کنیم:

1-درک نادرست ار مفاهیم اقتصادی یعنی همان آموزش اقتصادی که می توان از طریق رسانه و اموزش و پرورش و تالیف کتاب هایی برای کودکان و... رفع کرد.

2- عشق نداشتن و لذت نبردن در کار کردن که باعث کم شدن تولید و اشتغال می شود

3-مرد حرف بودن در جامعه کنونی مخصوصا که مقام معظم رهبری درباره اهمیت رهبری می فرمایند:

شکرگزاری فقط به این نیست که آدم بگوید «الهی شکر» یا سجده‌ی شکر بکند، شکرگزاری به این است که انسان به لوازم این نعمت عمل کند؛ ملّت ایران عمل کرد. در هر میدانی که لازم بود حاضر شدند، آنجایی که فداکاری لازم بود فداکاری کردند، جان و مال و عزیزان و فرزند و آبرو و حیثیّت، همه را به میدان آوردند. نمیخواهم بگویم تک‌تک مردم ایران این کار را کردند لکن یک جمع عظیمی، یک اکثریّت قابل توجّهی این‌جوری عمل کردند، خدای متعال [هم] پاسخ داد؛ انقلاب را برایشان حفظ کرده. امروز انقلاب از روز اوّلی که پیروز شد، قوی‌تر، پُرقدرت‌تر و برای آینده قادر بر برنامه‌ریزی بیشتر است.(بیانات در دیدار بسیجیان به مناسبت هفته بسیج 3/9/1395

و دردیدار رییس و اعضای مجلس خبرگان رهبری19/12/1395 می فرمایند:

امیرمؤمنان در این بخش از فرمان خود تأکید دارند که مسئولین باید برای هر اقدام و سخن و حتی سکوت خود در برابر خداوند و مردم حجت داشته باشند و بتوانند پاسخگوی آن باشند.

ایشان گفتند: در کلام حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، علاوه بر لزوم داشتن حجت روشن مسئولان در برابر خداوند و مردم، تصریح شده است نحوه‌ی عملکرد مسئولان باید زمینه‌ساز اعتماد و علاقه‌ی مردم به آنان شود و آثار اقدامات آنان بر روی زمین قابل مشاهده و ملموس باشد.

و در دیدار مردم اصفهان 26/8/1395 خاطر نشان کردند:

امروز یکی از چیزهایی که از لحاظ عملی مهم است، مسئله‌ی اقتصاد است؛ دشمن روی اقتصاد کشور ما متمرکز شده. از نظر دشمن، اقتصاد کشور یک نقطه‌ی ضعفی است که [او] میتواند با تکیه‌ی بر آن نقطه‌ی ضعف، مقاصد سوء خودش را در مورد کشور عزیز ما و در مورد جمهوری اسلامی اِعمال بکند؛ باید روی اقتصاد [کار کرد]. من گفتم اقتصاد مقاومتی، یعنی اقتصادی که از درون میجوشد و احتیاج ما را به دیگران کم میکند و استحکام کشور را در مقابل تکانه‌های خارجی افزایش میدهد؛ این معنای اقتصاد مقاومتی است. «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»، این اقدام و عمل باید در جلوی چشم مردم قرار بگیرد و مردم این را ببینند؛ این توقّع و خواسته‌ی ما از مسئولین است که با آنها هم در میان میگذاریم؛ این مسائل را ما با مسئولین مرتّباً در میان میگذاریم و به آنها میگوییم. شاخصه‌های اقدام و عمل را باید نشان داد.

منابع

1-سایت khamenei.ir

2-بخشی ازکتب شهید مطهری من جمله آزادی معنوی،ده گفتار

3-سایت bayanmanavi.ir بخش تنهامسیر(مجموعه سخنرانی های استاد پناهیان)

4-سایت avini.com

5-سایت ahlolbait.com

6-سایتtadabbor.org

 


[1] دانشجوی کارشناسی رشته معارف اسلامی و اقتصاد ورودی 95

[2] سوره بلد آیه 4ترجمه:که ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم

[3] سوره انشقاق آیه 6 ترجمه: ای انسان البته با هر رنجدر راه طاعت و عبادت حق بکوش که عاقبت حضور پروردگار خود می روی

5سوره طلاق آیه 2و3 ترجمه: و هرکسی تقوا الهی را پیشه کند خدا را بیرون شدن را بر او می گشاید و از جایی که گمان نمی برد به او روزی عطا کند

[5] سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم رضوی 1393

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •