یادداشت تحلیلی «معنا و مفهوم جنگ اقتصادی» از علیرضا تاجه‌‌بند

یادداشت تحلیلی «معنا و مفهوم جنگ اقتصادی» از علیرضا تاجه‌‌بند

گزارش «معنا و مفهوم جنگ اقتصادی» از علیرضا تاجه‌‌بند،‌ دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشکده

معنا و مفهوم جنگ اقتصادی

علیرضا تاجه‌بند[1]

 

چکیده

دولت‌های متخاصم از بدو شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، ابزارها و روش‌های متعددی را در مواجهه و تقابل با ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی این نظام در پیش‌گرفته‌اند. فشارهای اقتصادی در این میان گاه تا سرحد شکل‌گیری یک جنگ اقتصادی تشدید شده‌اند. شدت این فشارها نیز در سال‌های اخیر بیشتر، و حوزه های گسترده تری را شامل شده است.

در این یادداشت ضمن بیان مختصر انواع تهدیدات موجود علیه کشور، مفهوم تهدیدات اقتصادی ـ و به تعبیر دقیق‌تر «جنگ اقتصادی» ـ و علل به‌کارگیری این گزینه از جانب دشمنان موردبررسی قرارگرفته و در انتها در قالب نتیجه‌گیری بحث؛ پیشنهاد‌هایی به سایر محققین آتی این حوزه ارائه گردیده است.

 

 

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران حرکتی بود از متن مردم که با هدایت و رهبری حضرت امام خمینی شکل گرفت و به ثمر نشست. این انقلاب سرآغاز یک تحول بزرگ در عرصه‌های مختلف بود. دشمنان این نظام نوپای اسلامی هم از همان ابتدا، از پای ننشستند و در راستای دشمنی با اهداف و آرمان‌های بلند انقلاب، اقدامات خصمانه‌ی متفاوت و گسترده‌ای را علیه انقلاب به هدف سنگ‌اندازی در مسیر پیشرفت آن و نهایتاً ریشه‌کن کردن آن انجام دادند. باگذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی، نه‌تنها از شدت آن دشمنی‌ها کاسته نشده است بلکه روز بروز بر میزان آن‌ها افزوده‌شده است و لحظه‌به‌لحظه عرصه‌های متنوعی از عرصه نظامی گرفته تا عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و نیز اقتصادی را تحت پوشش قرار می‌دهد. البته این خصومت‌ها در چند سال اخیر شدت گرفته است.

با توجه به شواهد موجود در سال‌های گذشته، می‌توان این‌طور ادعا کرد که یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون موردتهاجم دشمن بوده و در حال حاضر نیز اصلی‌ترین و مهم‌ترین میدانی که دشمن برای ضربه زدن به‌نظام مقدس جمهوری اسلامی برگزیده، عرصه اقتصادی است که مقام معظم رهبری از آن به «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» تعبیر کرده‌اند. استکبار جهانی و در رأس آن ایالات‌متحده آمریکا، در این میدان از تمام ابزاری که در اختیار داشته استفاده کرده و روز بروز بر تنوع ابزارهای خود در این حوزه افزوده است.

تهدیدات دشمن علیه نظام اسلامی

به جهت روشن‌تر شدن مفهوم جنگ اقتصادی، می‌توان تهدیدات موجود علیه کشور را به دودسته‌ی اقتصادی و غیراقتصادی تقسیم‍ کرد.

تهدیدات غیراقتصادی

تهدیدات موجود در عرصه‌های غیراقتصادی - سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و ... – بر اساس شواهد موجود، در طول بیش از سه دهه از سپری شدن عمر انقلاب اسلامی، همواره همراه آن بوده است. اقدامات دشمنان در این زمینه‌ها را می‌توان در دو نوع دسته‌بندی، آشکار و پنهان و نیز عمیق و سطحی گنجاند. به‌عنوان نمونه، دشمن در عرصه سیاسی، اقدامات فراوانی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام داده است که تازه‌ترین و عمیق‌ترین آن فتنه‌ای بود که در سال 88 از جانب استکبار رخ داد. پیامد این واقعه به‌قدری برای مجموعه کشور، سهمگین و عظیم بود که به تعبیر رهبر معظم انقلاب این اتفاق کشور را تا لبه پرتگاه سقوط برد.

یکی دیگر از انواع اقدامات دشمن در حوزه سیاسی که از اوایل پیروزی انقلاب تاکنون نیز همواره جز اصلی‌ترین و ریشه‌دارترین اقدامات دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است بحث رخنه و نفوذ در نهادهای تصمیم گیر و تصمیم‌ساز کشور است. دشمنان نیز در بحث نفوذ، دو رویکرد؛ نفوذ «موردی» و «شبکه‌ای و جریانی» را مورداستفاده قرار داده‌اند که در هر دو مورد، هدف، ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی نهاد‌ها و افراد تأثیرگذار جامعه و نهایتاً تأثیر بر عموم مردم و ایجاد تغییر در باورهای آن‌ها است. رهبر معظم انقلاب در تشریح این دو رویکرد این‌طور می‌فرمایند: «نفوذ دو جور است: یک نفوذ موردی است، نفوذ فردی است؛ یک نفوذ جریانی است. نفوذ موردی معنایش این است که فرض کنید شما یک دم‌ودستگاهی دارید، یک مسئولی هستید؛ یک نفر را با چهره‌ی آرایش‌شده، بزک‌شده، با ماسک در مجموعه‌ی شما بفرستند؛ شما خیال کنید دوست است درحالی‌که او دوست نیست تا او بتواند کار خودش را انجام بدهد؛ گاهی جاسوسی است که این کمترینش است؛ یعنی کم‌اهمیت جاسوسی است، خبرکشی و خبردهی است؛ گاهی کارش بالاتر از جاسوسی است، تصمیم شمارا عوض می‌کند؛ یعنی تصمیم‌سازی [می‌کند].

منتها از این خطرناک‌تر، نفوذ جریانی است. نفوذ جریانی، یعنی شبکه‌سازی در داخل ملّت؛ به‌وسیله‌ی پول که نقش پول و امور اقتصادی اینجا روشن می‌شود. عمده‌ترین وسیله دو چیز [است‌]؛ یکی پول، یکی هم جاذبه‌های جنسی. افراد را جذب کنند، دورهم جمع کنند؛ یک هدف جعلی و دروغین مطرح کنند و افراد مؤثر را، افرادی که می‌توانند در جامعه اثرگذار باشند، بکشانند به آن سمت موردنظر خودشان. آن سمت موردنظر چیست؟ آن عبارت است از تغییر باورها، تغییر آرمان‌ها، تغییر نگاه‌ها، تغییر سبک زندگی؛ کاری کنند که این شخصی که مورد نفوذ قرارگرفته است، تحت تأثیر نفوذ قرارگرفته، همان چیزی را فکر کند که آن آمریکایی فکر می‌کند؛ یعنی کاری کنند که شما همان جوری نگاه کنی به مسئله که یک آمریکایی نگاه می‌کند؛ درنتیجه همان چیزی را بخواهی که او می‌خواهد؛ بنابراین خیال او آسوده است؛ بدون اینکه لازم باشد خودش را به خطر بیندازد و وارد عرصه بشود، شما برای او داری کار می‌کنی؛ هدف این است، هدف نفوذ این است؛ نفوذ جریانی، نفوذ شبکه‌ای، نفوذ گسترده؛ نه موردی.[2]»

عرصه دیگر، درزمینه‌ی تهدیدات غیراقتصادی، عرصه نظامی است که جنگ تحمیلی 8 ساله عراق علیه ایران را می‌توان بارزترین نمونه آن عنوان کرد. این جنگ علاوه بر برکات و تجربه‌های فراوانی که به‌زعم دوستان و دشمنان داخلی و خارجی برای کشور داشت، لطمات بسیار سنگین و بعضاً جبران‌ناپذیری را بر کشور تحمیل کرد. از دیگر اقدامات دشمن در عرصه نظامی که در سال‌های اخیر موردتوجه دشمنان قرارگرفته، بحث ترور اشخاص مهم و تأثیرگذار کشور در عرصه‌های مختلف بخصوص عرصه‌های علمی و تحقیقاتی است که این امر نیز موجب پدید آمدن مشکلات فراوانی برای کشور شده است.

بحث تهدیدات با موضوع فرهنگی – اجتماعی هم پرده دیگری از خصومت‌های دشمن در حوزه تقابل و دشمنی با کشور ایران است. اقدامات دشمنان در حوزه فرهنگی – اجتماعی را می‌توان در دسته اقدامات در حوزه جنگ نرم به‌حساب آورد. خاصیت جنگ نرم تدریجی بودن و نامحسوس بودن آن است و همین امر قدرت اثرگذاری در جهت منفی و نیز حد مخرب بودن تهدیدات از این سنخ را بالا می‌برد. شدت این اقدامات هم در بعد کمی و هم از جهت کیفی در دهه‌های اخیر به حدی افزایش پیداکرده که رهبر معظم انقلاب در مورد آن از الفاظی مانند «شبیخون فرهنگی» و نیز «ناتوی فرهنگی» استفاده کرده‌اند. ایشان همچنین در ضمن بیاناتی، ماهیت و هدف اصلی این نوع اقدامات را این‌گونه تشریح فرمودند که: «جنگ سخت، جز در موارد معدودی، اثرات کوتاه‌مدتی بر جامعه هدف برجای می‌گذارد، درحالی‌که اثرات جنگ نرم، به‌ویژه در بعد فرهنگی، اثرات عمیق دارد. چه، ممکن است موجب دگرگونی و تغییر هویت، روح و سیرت یک نظام سیاسی شود. این تهاجم فرهنگی که بنده چند سال قبل گفتم، این «شبیخون فرهنگی» که انسان در بخش‌های مختلف عالم آن را مشاهده می‌کرد و امروز هم انسان آن را در بخش‌های مختلفی می‌بیند، به این نیت است؛ با این قصد است؛ انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند. این، از همان نقاط حساسی است که هوشیاری مردم را می‌طلبد.»[3]

ازجمله اقدامات اساسی‌ای که دشمن در طول این سه دهه، در این زمینه، همواره مورداستفاده قرار داده است و هیچ‌گاه از انجام آن غفلت نورزیده است، تضعیف باورها و اعتقادات مردم و ایجاد تردید در آن‌ها از طریق اعمال رسانه‌ای و تبلیغاتی و القای باورهای نادرست بجای آن‌ها در اذهان مردم است که در برخی موارد به‌واسطه هوشیاری مردم و مسئولان بی‌نتیجه مانده‌اند و در برخی موارد هم به دلیل غفلت مردم، خواص و نهادهای مربوطه، دشمن به هدف خود که رخنه فرهنگی در اذهان مردم و مسئولان و ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی آنان است رسیده است.

تهدیدات اقتصادی

جنگ اقتصادی

همان‌طور که اشاره شد، در سنوات اخیر؛ بخش مهم و قابل‌توجهی از اقدامات دشمن در عرصه تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران بر حوزه اقتصادی متمرکزشده است. در سال‌های اخیر ابعاد و شدت این جنگ به‌قدری زیاد گشته است که از این تقابل می‌توان به «جنگ اقتصادی» تعبیر کرد. در ادامه، ضمن ارائه تعریفی ازاین‌گونه تقابل، به بحث و بررسی حول ماهیت و ابعاد این مسئله پرداخته خواهد شد.

ماهیت جنگ اقتصادی

سیر تاریخی زندگی بشر، مملو از انواع و اقسام جنگ‌هاست؛ گویی جنگ، جزئی جدایی‌ناپذیر از تاریخ جهان بوده و در سطوح مختلف بروز و ظهور یافته است. درگیری‌های طول تاریخ حیات بشر را می‌توان به تضاد تاریخی دو جبهه‌ی حق و باطل ارجاع داد. این تضاد، به تفاوت ماهوی میان مبانی و اهداف آن دو جبهه مربوط می‌شود. هر فرد یا گروهی در عالم تحت ولایت یکی از این دو جبهه قرار داشته و فعالیت می‌کند. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذینَ کفروا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ»[4]؛ خداوند دوست و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آن‌ها را از تاریکی‌ها (ی جهل و کفر و فسق) به‌سوی نور (علم و ایمان و تقوا) بیرون می‌برد و کسانی که کفر ورزیدند سرپرستان آن‌ها طغیانگران‌اند که آن‌ها را از نور (هدایت) به‌سوی تاریکی‌ها (ی گمراهی) بیرون می‌برند. آن‌ها اهل آتش‌اند که در آنجا جاودان‌اند.

درگیری میان یک یا چند دسته و گروه، دارای اقسام، سطوح و کیفیت‌های مختلفی است که با توجه به شرایط زمان و مکان، نوع خاصی از تقابل را بروز می‌دهد. در سال‌های اخیر، حالتی خاص و متمایز از سایر انواع جنگ با عنوان «جنگ اقتصادی» به وقوع پیوسته است. شرایط کنونی، بر اهمیت چنین قالبی از جنگ افزوده است؛ لذا، به تحقیق می‌توان از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین اقسام جنگ در عصر حاضر نام برد.

با مراجعه به ادبیات جنگ در فضای علمی، انواع این درگیری‌ها را می‌توان با توجه به ابزارهای بکار رفته در آن و اهداف اصلی‌اش، به سه نوع سخت[5]، نیمه‌سخت[6] و نرم[7] تقسیم کرد. جنگ اقتصادی، یکی از حالات و اقسام جنگ‌های نیمه‌سخت است. «جنگ سخت در حوزه‌ مناسبات نظامی است به‌گونه‌ای که با توسل به خشونت و اقدام قهرآمیز، هدف، حذف فیزیکی دشمن و تصرف سرزمین و مایملک اوست. جنگ نیمه‌سخت مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در برمی‌گیرد، به صورتی که با شیوه‌های تشویقی و تنبیهی، هدف، به مخاطره انداختن بقای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دشمن و تصرف حکومت، منابع اقتصادی همچنین سیادت بر آن جامعه است. جنگ نرم نیز در حوزه‌های فرهنگی، اطلاعاتی و روانی با مدیریت حب و بغض، شک و یقین، تصرف قلب‌ها و سیادت بر مغزها را منجر می‌شود.» (اسماعیل نژاد، 1392)

معنای جنگ اقتصادی

در تبیین معنای عبارت «جنگ اقتصادی»، تعاریف مختلفی بیان‌شده است. مرسوم‌ترین تعریف از جنگ اقتصادی -که در سال‌های اخیر بسیار مورداستفاده قرارگرفته است- عبارت است از: «استفاده از ظرفیت‌ها و امکانات گوناگون اقتصادی برای تضعیف و ضربه زدن به اهداف و ظرفیت‌های اقتصادی یک‌نهاد یا کشور یا...». مطابق یکی دیگر از تعاریف موجود در این حوزه، جنگ اقتصادی به معنای «استفاده از ابزار و ادوات نظامی به هدف ضربه زدن به امکانات و ظرفیت‌های اقتصادی و یا بهره بردن از منافع اقتصادی» است که از گذشته تابه‌حال به‌عنوان استراتژی‌ای پرکاربرد همواره مورداستفاده قرارگرفته است.

تعاریف فوق، در عین اشاره به برخی جنبه‌های جنگ اقتصادی، از جامعیت موردنظر برخوردار نیستند. نقص عمده چنین تعاریفی عدم وجود نگاه عمیق و ریشه‌ای به بحث جنگ اقتصادی و خلاصه کردن اهداف نهایی آن به «تضعیف و ضربه زدن به امکانات اقتصادی» و درنهایت نابود کردن اقتصاد یک دولت یا کشور است. نگاه سطحی به جنگ اقتصادی، تعریف و تحلیل سطحی را هم به دنبال داشته و موجب کوته نگری اندیشمندان و دولتمردان در بحث مقابله با این هجمه گسترده می‌گردد؛ بنابراین، اگر بخواهیم به پدیده «جنگ اقتصادی» نگاهی عمیق و مبنایی داشته باشیم، در وهله اول باید هدف اصلی کشورها و دولت‌های موردنظر را از به‌کارگیری چنین سیاستی مشخص کرده و سپس با در نظر گرفتن آن، به تعریف آن بپردازیم.

با بررسی و دقت در سابقه به‌کارگیری جنگ اقتصادی در بخش‌های مختلف دنیا، می‌توان نتیجه گرفت که هدف اصلی به‌کارگیری چنین استراتژی‌ای در قبال یک دولت و ملت، «تغییر در مواضع و رویکردها» و نهایتاً «ایجاد وابستگی حداکثری» بر کشور هدف است.

در آیاتی از قرآن کریم این مطلب مورد تأکید قرارگرفته است که یکی از اصلی‌ترین اهداف دشمنان در مقابل مؤمنان این است که درنهایت آن‌ها را به‌طور کامل به خود وابسته گردانند تا جز از آنان از کسی دیگر پیروی نکنند. خداوند متعال در آیه 120 سوره مبارکه بقره می‌فرمایند: «وَ لَن تَرْضی‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری‏ حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛ و هرگز یهود و نصاری از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنان پیروی کنی!

رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه‌ای، در تبیین هدف دشمنان، با استفاده از آیه‌ی فوق یادآور می‌شوند: «[خداوند]؛ یک جا هم فرموده: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النّصاری حتّی تتّبع ملّتهم»؛ تا وقتی کمند آن‌ها (دشمنان) را به گردن نیندازید، دنباله‌رو آن‌ها نشوید، همین آش است و همین کاسه. خودت را قوی کن که کمندش در گردن تو تأثیر نگذارد؛ یک تکان بدهی، کمندش پاره شود. خودت را قوی کن».[8]

با ترسیم هدف فوق، تعریف «جنگ اقتصادی» را می‌توان این­گونه ارائه کرد که در دنیای کنونی به «استفاده یک کشور یا گروه از تمام ابزارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی و فرهنگی در جهت ایجاد اختلال در نظام اقتصادی یک کشور در کوتاه‌مدت، ایجاد وابستگی نسبی در برخی از بخش‌های اقتصادی در میان‌مدت و نهایتاً ایجاد وابستگی حداکثری در تمام ارکان اقتصادی یک کشور در بلندمدت»، جنگ اقتصادی می‌گویند.

تطابق تعریف فوق را می‌توان در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران و نزاعی که در عصر حاضر در امتداد همان نزاع میان حق و باطل، میان جمهوری اسلامی ایران (به نمایندگی از تمدن اسلامی) و آمریکا (به نمایندگی از تمدن غرب) برقرار است، مشاهده کرد. در این راستا می‌توان چنین گفت که هدف اصلی انقلاب اسلامی، در وهله اول «استقلال‌طلبی، قطع وابستگی و سلطه‌پذیری از جانب غرب» و نهایتاً «احیای تمدن نوین اسلامی تحت ولایت و زعامت امام معصوم» است؛ اما به دلیل اینکه دولت‌های مستکبر شرق و غرب، خصوصاً دولت‌های آمریکا و انگلیس، مستقل شدن این ملت را به ضرر منافع خود در جهان و نیز در منطقه غرب آسیا می‌دانستند، از همان ابتدا با آن مخالفت کرده و با توسل به هر اقدامی، به مقابله با آن پرداختند. این اقدامات به‌مرورزمان، گسترده‌تر می‌شد و حوزه‌های متنوعی را دربر می‌گرفت.

واکنش‌ها نسبت به آرمان استقلال‌طلبی مردم ایران، در ابتدا بیشتر جنبه نظامی و سیاسی داشت؛ اما به‌تدریج، اقدامات و تقابل فرهنگی هم به لیست اقدامات خصمانه دشمنان انقلاب اسلامی ایران اضافه شد. اخیراً و در ادامه همان سیاست‌های پیشین، دولت‌های متجاوز و مستکبر دنیا و در رأس همه آن‌ها، امریکا، صحنه تقابل و دشمنی با ایران را به عرصه اقتصادی نیز کشانده‌اند. لازم به ذکر است که هدف آنان ازاین‌گونه اقدامات همه‌جانبه در حوزه اقتصادی این است که از طریق ایجاد اختلال گسترده در نهادهای اقتصادی کشور، ضمن القای وابستگی حداکثری به آن‌ها، نظام اقتصادی ایران را فلج کرده و درنهایت، انقلاب اسلامی را از درون تهی کنند و کشور را به همان شرایط نابسامان و اسفناک قبلی بازگردانند.

علل بروز خصومت دشمن در حوزه‌ی اقتصاد

پس از آشنایی با مفهوم «جنگ اقتصادی»، لازم است به این سؤال پاسخ داده شود که به چه علت، دولت‌های مستکبر -بخصوص امریکا- در چند سال اخیر، صحنه تقابل با جمهوری اسلامی ایران را به حوزه اقتصادی کشانده‌اند.

نتیجه نگرفتن در سایر حوزه‌ها

اولین علتی که در این زمینه باید بدان اشاره کرد این است که دشمنان انقلاب اسلامی ایران از بدو پیروزی آن تاکنون، از انجام هیچ اقدامی در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی به جهت ضربه زدن به انقلاب و آرمان‌های آن غافل نشده‌اند، اما به‌هیچ‌وجه نتیجه مطلوب خود را از آن اقدامات به دست نیاورده‌اند. لذا در سال‌های اخیر تلاش‌های خود را در جهت نابودی بخش‌های مختلف اقتصادی کشور متمرکز نموده‌اند.

اهمیت راهبردی حوزه اقتصاد

دلیل دوم معطوف شدن نگاه دشمنان به حوزه اقتصاد در سال‌های اخیر، نقش حیاتی و بارز این بخش به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های قدرت هر کشور و اهمیتی که در سامان‌دهی و بهبود وضعیت معیشت مردم در یک جامعه و تحقق «آرامش ایمانی»[9] در بین آنان دارد، است.

نامحسوس بودن آثار و نتایج جنگ اقتصادی

یکی از ویژگی‌های اصلیِ اقداماتی که در فضای جنگ‌های نیمه‌سخت -بخصوص در پدیده‌ای مانند جنگ اقتصادی- انجام می‌گیرد، فضای تقریباً غیر محسوس این‌گونه اقدامات است. چراکه بروز و ظهور کمتر این نوع اقدامات در عالم خارج به نسبت اقدامات موجود در عرصه جنگ‌های سخت باعث می‌شود حساسیت کمتری در جامعه برانگیخته‌شده و درنتیجه آحاد مردم به‌ندرت و یا حداقل با تأخیر بسیار زیادی متوجه این‌گونه تحرکات خصمانه و آثار مترتب بر آن در کشور شوند؛ لذا فرصت مناسب و انگیزه بسیار زیادی را به دشمنان می‌دهد تا هرچه بیشتر و دقیق‌تر بر این حوزه متمرکز گردند و به آن آسیب برسانند.

نتیجه‌گیری

متأسفانه باوجود اهمیت همه این سخنان و از طرفی با در نظر گرفتن شمولیت فراوان این تحرکات در ساحت‌ها و بخش‌های مختلف کشور، هنوز ابعاد وسیع و اثرات گسترده برآمده از جنگ‌های نیمه‌سخت ـ که جنگ اقتصادی نیز نمونه‌ای از آن است ـ، آن‌طور که بایدوشاید موردتوجه مردم قرار نگرفته و به بحث و بررسی گذاشته نشده است. لذا محققان این عرصه باید در پژوهش‌های آتی، با همتی مضاعف و تلاشی مجاهدانه ابعاد وسیع‌تری از این مسئله را روشن نمایند و مسئولیت خطیر تبیین و گفتمان سازی هرچه بهتر و بیشتر این مهم را بیش‌ازپیش بر عهده بگیرند.

 

منابع و مآخذ

- قرآن کریم

- بیانات رهبر معظم انقلاب

- اسماعیل نژاد، آیا مذاکره با آمریکا راهکار برون‌رفت از تحریم‌ها است؟، پایگاه اینترنتی خبرگزاری مشرق نیوز، 19/10/1394

 

[1]. دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام. Alireza.tajehband@gmail.com

 

[2] بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های بسیج، 04/09/1394

[3] دیدار با دانشجویان و استادان استان قزوین، 1382

[4] سوره مبارکه بقره، آیه 257

[5] Hard War

[6] Semi-Hard War

[7] Soft War

[8] بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/7/1391

[9] این تعبیر توسط رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم ایلام در سال 1393 بکار برده شده است.

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •