یادداشت «جنبش وال استریت ، مستقل و اثرگذار یا وابسته و نمایشی» از امیرحسین صالحی

یادداشت «جنبش وال استریت ، مستقل و اثرگذار یا وابسته و نمایشی» از امیرحسین صالحی

یادداشت «جنبش وال استریت ، مستقل و اثرگذار یا وابسته و نمایشی» از امیرحسین صالحی دانشجوی کارشناسی دانشکده اقتصاد

جنبش وال استریت ، مستقل و اثرگذار یا وابسته و نمایشی

امیرحسین صالحی[1]

چکیده

دراین یادداشت به بررسی جنبش وال­استریت می­پردازیم که به چه دلیل جنبش وال­استریت ایجاد شد؟آیا این جنبش هویتی مستقل دارد یا وابسته به نظام­سرمایه داری است؟ میزان اثر­گذاری جنبش وال­استریت از دیگر سوالاتی است که در این یادداشت به آن پاسخ داده خواهد شد.دراین یادداشت گفته ­خواهد­ شد که جنبش وال­استریت با اینکه جنبش مستقلی است اما صرفا جنبه اعتراضی داشته و فاقد اثرگذاری می­باشد.

واژگان کلیدی: جنبش وال استریت، نظام سرمایه داری ،بحران زایی ، اصلاحات

 

مقدمه

محمدعلی شیرخانی و بیژن پیروز(1391) درمورد جنبش وال­استریت چنین می­نویسند:

((تصرف وال­استریت )) _تجمعی که از 17 سپتامبر سال 2011 به دعوت گروهی از فعالان اینترنتی مستقر در ونکور کانادا با الگو برداری از اعتراضات مردم خاورمیانه در پارک­ زاکوتی نیویورک آمریکا آغاز شد_طی مدت کوتاهی به یک ایده­ جهانی برای اعتراض به گسترش بیکاری،افزایش فقر.می­توان گفت که این جنبش به عنوان یک اعتراض به گسترش بیکاری، افزایش فقر، شیوع فساد، افزایش نابرابری­های اقتصادی و اجتماعی و نیزنفوذ فزاینده شرکت­های بزرگ وثروتمند بر دولت­های به لحاظ قانونی((دموکراتیک غربی)) تبدیل شد. در نظام سرمایه درای شکل گرفت. در­واقع جنبش وال استریت نمایانگر بروز بحران در نظام سرمایه داری است.

((ما 99 درصد هستیم )) شعار تظاهرکنندگان پارک زاکوتی نیویورک که بر شکاف عظیم موجود در وضعیت اجتماعی، اقتصادی و نیز امتیازات سیاسی یک درصدثروتمند جامعه امریکا نسبت به عموم مردم در این کشور تاکید دارد، پس از آنکه در سایر شهرهای آمریکا نیز به شعار تظاهرکنندگان به نظام سرمایه داری تبدیل شد، طی مدت کوتاهی یکی از شعار های اصلی در تظاهرات خیابانی مردم معترض در شهرهای مختلف اروپا نیز شد و به این ترتیب ((تصرف وال­استریت )) به یک جنبش عملا جهانی علیه ناکارآمدی­های اقتصادی و اجتماعی موجود در تمام کشور های غربی تبدیل شد. (صفحه 2)

 

نظام سرمایه داری؛ نظامی ذاتا بحران زا

چرایی بحران زا بودن نظام سرمایه داری

نظام سرمایه داری ذاتا بحران زاست، زیرا که در این نظام ابزار تولید در اختیار تعداد محدودی قرار دارد که در سطح خرد این سرمایه داران مزد بسیار کمی به کارگران می دهند تا بیشترین سود را برده و با اختصاص این سود برای سرمایه گذاری، بنگاه تولیدی خود را توسعه دهند اما کارگرانی که اکثر جامعه را تشکیل می دهند ، دستمزد بسیار کمی دارند ،به همین خاطر نمی توانند تقاضای زیادی داشته باشند که این امر در سطح کلان بحران های زیادی را برای نظام سرمایه داری ایجاد کرده است .

اصلاحات درونی نظام سرمایه داری

می توان گفت جریانات اجتماعی گرا و سوسیالیستی در قرن 19 میلادی در اعتراض به این نابرابری شدیدی که در نظام سرمایه داری وجودداشت به­وجود آمده­اند. بعد از بحران­های قرن 18و19 میلادی ، سرمایه داری برای حل معضل خود اصلاحاتی در خود به وجود آورد که ازآن جمله می­توان به دولت­های­ رفاه اشاره­کرد که از فاصله طبقاتی وحشتناک قرن 19 مقداری کاستند و موجب تشکیل طبقه متوسط در جامعه شدند و سیاست­های پولی را برای افزایش تقاضا در پیش گرفتند . سرمایه داری برای اینکه بحران های خود را حل کند با سیاست پولی انبساطی، پول در جامعه تزریق می کند و نظام سرمایه داری این پول­ها را به راحتی در بازار مالی جمع می کند. اما اکنون نظام سرمایه داری برای حفظ سود­های خودش چاره­ای جز اینکه به­وسیله بازارهای مالی تمام دارایی­های مردم را جذب خود­کند ندارد.

بحران مالی سال 2008

علل شکل گیری بحران

یکی از عواملی که باعث شکل گیری بحران سال 2008 شد، بحران مسکن بود. براین اساس زمینه های بحران مالی آمریکا از چندین سال قبل شروع شده بود. مسئولان اقتصادی آمریکا برای مواجهه با رکود اقتصادی نرخ بهره را کاهش و اعتبارات مسکن را افزایش دادند و شروع به پرداخت وام مسکن نمودند. نتیجه این کار افزایش تقاضا و قیمت مسکن بود. اما با ترکیدن حباب مسکن، قیمت مسکن شدیدا کاهش پیدا کرد و در نتیجه بحران مسکن رخ نمود((هرسیج و دیگران 1392)). بانک و موسسات اعتباری به دلیل عدم توان مردم در بازپرداخت اقساط وام ها دچار مشکل شدند. همچنین بانک­ها و موسسات اعتباری حجم قابل ملاحظه­ای اوراق بهاداری با اتکا به وام­های رهنی خرید مسکن منتشر شده بود را در سبد خود داشتند با کاهش ارزش این اوراق درآستانه ورشکستگی قرارگرفتند.

بحران مالی به وجود آمده به سرعت به سایر نهادها و موسسات مالی سرایت کرد.عدم ساخت وساز در بازار مسکن موجب رکود اقتصادی شد .

پیامد های بحران

در این بحران بیکاری به 14 میلیون و بیکاری پنهان به 30 میلیون نفر رسید. انبوه کارگران و طبقات پایین ومتوسط در عرض چند شبانه روز بخش اعظم دارایی­های خود­را از­دست­دادند. دراین بحران هفت­میلیون­نفر به افرادی که زیر خط فقر هستند افزوده شد و47 میلیون نفر در سال 2010 در آمریکا زیر خط فقر قرار داشتند، این درحالی است که در سال 2010 در آمریکا 80 در صد جمعیت تنها 13 درصد از ثروت ملی را دارا بودند. این بی عدالتی چنان سهمگین است که ثروت 11 هزار نفر معادل ثروت 76 میلیون نفر از جامعه است.

جنبش وال استریت

شکل گیری جنبش وال استریت

با وجود اصلاحات و اقداماتی که سرمایه­داری برای حل بحران­های خود انجام­داد که موجب تسکین موقت نظام سرمایه داری شد اما چون این نظام ذاتا بحران­زا است، فاصله­ طبقاتی و فقر و ناعدالتی با وجود اصلاحات انجام شده دراین بحران بیش از پیش نمایان گشت واز ماهیت سرمایه­داری پرده­برداشت که این امر موجب اعتراضات فراوانی نسبت به این شرایط شد که جنبش وال­استریت نیز در اعتراض به همین شرایط به وجود آمد .جنبشی که خودرا متشکل از مردمی با رنگ ها، جنسیت ها و باورهای­سیاسی مختلفی می­داند که تنها نقطه مشترکشان این است که 99 درصدی هستند که دیگر نمی خواهند حرص و آز و فساد 1 درصد را تحمل­کنند. جنبشی که ضد سرمایه­داری است و مهم­ترین مرکز داد وستد مالی جهان را نشانه گرفته است. این جنبش عمدتا از بیکاران ،زنان ،دانشجویان و هنرمندان ناراضی و معترض تشکیل­شده­است.جنبشی که نشانگر اعتراض طبقه­ای است که باوجود­­ اینکه اکثریت جامعه را تشکیل می­دهند اما بهره اندکی از ثروت جامعه دارند در برابر طبقه سرمایه­داری که در­اقلیت هستند اما بیشتر ثروت جامعه را در­­اختیار دارند.

ویژگی های جنبش وال­استریت

جنبش وال استریت خود را جنبشی کاملا افقی و مخالف هرگونه ریاست و سلسله مراتبی معرفی می­کند به همین دلیل هیچ تقاضای مشخصی در عرصه سیاست­گذاری از سوی جنبش وال­استریت مطرح نشده است ،در واقع این جنبش صرفا یک جریان معترض به وضع موجود است که دارای جنبه سلبی است اما هیچ گونه جنبه ایجابی ندارد، زیرا این­جنبش فاقد هرگونه ایدئولوژی است .جنبش وال­استریت فاقد یک منشور مطالبات حداقلی است و می گوید که (( مایل نیستیم اتخاذ هیچ گونه سیاست مشخصی را برای تغییر وضعیت موجود به وضعیت مطلوبمان توصیه­کنیم )). همچنین جنبش وال­استریت یک جنبش متشکل وآگاه وپیوندخورده با­جنبش کارگران شاغل در قالب شوراهای ضد سرمایه­داری و سراسری نیست و به­همین دلیل توان لازم برای مقابله با سرمایه­داری را ندارد .

این نکات نشان می دهند که این جریان صرفا یک جریان انتقادی صرف است که هیچ گونه برنامه­ای ندارد ،صرفا می­خواهد اعتراض خود را به وضعیت نظام سرمایه داری نشان­دهد و نمی­توان از این جنبش انتظار داشت که بتواند تغییرات اساسی در نظام سرمایه داری در آمریکا به وجود آورد زیرا این جنبش فقط می­داند که از این وضعیت ناراضی است اما نمی­داند چه باید بشود، چه تغییراتی باید در نظام اقتصادی آمریکا حاصل بشود و یا اینکه چگونه باید اعتراض کرد که بتوان به اهداف و خواسته­های خود رسید.در­واقع مشکل اصلی اعتراضات در نیویورک این است که نه رهبری دارد و نه شخص و نظام خاصی را هدف قرار داده است و شعارهایی هم که معترضان در این جنبش سر می دهند تقریبا مبهم است.

نتیجه گیری

جنبش وال استریت را می­توان نتیجه ناکارآمدی نظام سرمایه­داری دانست. رکود اقتصادی، افزایش روز افزون بیکاری و ورشکستگی بانک ها اقشار فقیر و متوسط را در تنگنا قرارداده­­­­ است. جنبش وال­استریت ویژگی ساختار شکنانه ندشته و صرفا می­توان آن را اعتراضی نسبت به تبعیض و بی عدالتی حاکم بر جامعه دانست. این جنبش درواقع از طیف­های گوناگونی تشکیل شده که تنها واکنشی اعتراضی در­مقابل وضعیت ناگوار اقصادی و اجتماعی ابراز­داشته­اند((صارمی1390)).با تمام این اوصاف جنبشی که بدون رهبر و ایدئولوژی است و با استفاده از مکانیزم شورای عمومی اداره می­شود ، قادر نیست که تغییری در نظام سرمایه­داری به­وجود­آورد و پس از فروکش شدن بحران فراموش خواهد شد.

البته ذکر این نکته ضروری است که تاریخ نشان داده است که نظام سرمایه­داری دارای انعطاف زیادی است و برای حل بحران­ها و معضلات خود تغییرات فراوانی را درخود به وجود می­آوردو قطعا پس از­این بحران نیز تغییراتی را در خود ایجاد خواهد­کرد اما به خاطر اینکه این نظام ذاتا بحران زا است این تغییرات و اصلاحات حکم یک مسکن مقطعی را خواهند­­داشت وپس از مدتی دوباره این نظام دچار بحران شده و دوباره اعتراضات نسبت به فقر وبی عدالتی و فاصله طبقاتی آغاز خواهد­شد .باید دید که این نظام تا چه مدتی می تواند با این وضعیت ادامه پیدا کند وکی این نظام بحران زای سست بنیاد فروخواهد ریخت.

منابع :

1.امین صارمی ، نوذر (1390) ، وال استریت؛ جنبش از درون (بررسی وال استریت از منظر جنبش های جدید اجتماعی )

2.شیرخانی ،محمدعلی و پیروز ،بیژن ،(1391)،جنبش وال استریت :از عمق ریشه های اقتصادی تا شدت شکنندگی سیاسی

3.فکوهی ،ناصر و مالجو ، محمد ورئیس دانا ،فریبرز و حکیمی ، محسن و ثقفی ،علیرضا ،(1390)،سمینار ((برسی اقتصادی _اجتماعی جنبش وال استریت))

4_درخشان ،مسعود ،(1390 )،گفتار جنبش وال استریت؛ پایان سرمایه داری ،جنبش عدالتخواه دانشجویی

5.هرسیج ،حسین و رحیمی ،رئوف و رمضانی ،ملیحه ، (1392 ) ،تجزیه و تحلیل جنبش وال استریت براساس نظریه هابرماس

 


[1] Salehiamir555@gmail.com

دانشجوی ورودی 93 معارف اسلامی واقتصاد

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •