معرفی و تبیین برنامه درسی رشته

بسمه تعالی

تبیین برنامه درسی جدید دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد
1.مقدمه
دانشگاه امام صادق (علیه;السلام) با هدف حرکت به سمت علوم انسانی اسلامی و تربیت نیروهای متعهد و متخصص برای اداره کشور ایجاد شد. لوازم دستیابی به این اهداف در زمینه دانش اقتصاد سه امر مهم و اساسی فهم عمیق دانش اقتصاد متعارف، فهم عمیق معارف اسلامی و در نهایت فهم شرایط ویژه اقتصاد ایران می باشد که در برنامه جدید درسی دانشکده تلاش شده است با ارائه نظامی جدید حرکت به سمت این اهداف سرعت گیرد.
تنوع و کثرت شاخه های درسی پیشنهادی در برنامه درسی جدید دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، ممکن است ذهن مخاطب را با سؤالاتی درگیر کند. رابطه میان دروس مربوط به مباحث جریان غالب اقتصاد (اقتصاد خرد و کلان و ...)، دروس کمی (ریاضی، آمار و اقتصادسنجی)، دروس مرتبط با اقتصاد اسلامی(اخلاق و اقتصاد در اسلام و غرب، بانک داری و تامین مالی اسلامی و ...)، مباحث جریانات هترودکس (اقتصاد نهادی، اقتصاد رفتاری و ...)، دروس کاربردی(اقتصاد شهری منطقه ای، اقتصاد انرژی، اقتصاد کشاورزی و ..) و دروس مربوط به مباحث اقتصاد ایران با یکدیگر در چیست؟ ربط و نسبت میان این دروس با اهداف دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد که جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی در اقتصاد اسلامی و تربیت نیرو های متعهد و متخصص برای حل مشکلات اقتصادی کشور است، در چیست؟ و به عبارت دیگر ضرورت وجود هر یک از این شاخه ها در برنامه درسی دانشکده و معارف اسلامی و اقتصاد با آن اهداف پیش گفته در چیست؟

2. فهم دانش اقتصاد
قدم اول برای نظریه پردازی، شناخت دانش اقتصاد متعارف به شکلی عمیق و کامل است. دانش اقتصاد که یک دانش بشری است، به شکل رسمی به عقیده بسیاری از صاحب نظران با انتشار کتاب ثروت ملل آدام اسمیت در فضای فکری و فرهنگی قرن هجدهم متولد شده است. اگر چه پیش از آن نیز مباحثی مرتبط با دانش اقتصاد توسط اندیشمندان اجتماعی و سیاسی مطرح شده بود، اما مطرح شدن آن به عنوان یک دانش منسجم از زمان انتشار کتاب اسمیت انجام شد. پس از اسمیت، ریکاردو، مالتوس، میل و ... در قرن نوزدهم دانش اقتصاد سیاسی را گسترش دادند. در این دوران البته مکاتب و اندیشمندان معارض این جریان و این شاخه از دانش هم ظهور و بروز یافتند. در قرن بیستم با ورود ریاضیات به دانش اقتصاد سیاسی و حاکمیت فضای پوزیتویستی در ابتدای آن، علم اقتصاد «Economics» زاده شد و پس از آن شاهد گسترش مباحث کمی بودیم. درکنار آن، منطق علم اقتصاد در شاخه های دیگر علوم همچون سیاست، حقوق و در مباحثی چون خانواده و جرم و جنایت به کار گرفته شد. در این بین مکاتب معارض و اصطلاحاً هترودکس فراوانی هم ظهور یافتند که انتقاداتی به فروض، روش و حتی موضوعات مورد بررسی اقتصاد متعارف داشتند و مطالعات زیادی را در حوزه های مورد علاقه خود شکل دادند که برخی از آن ها توسط اقتصاددانان جریان متعارف در مدل ها و نظریات اقتصاد متعارف وارد شد.
در حال حاضر که در دهه دوم قرن بیست ویکم هستیم، دانش اقتصاد با تمام کاستی ها و نواقص، یکی از مؤثرترین شاخه های علوم اجتماعی در سامان دهی وضع معیشت زندگی بشر است و نهادها و سیاست ها و دستورالعمل های فراوانی را برای حل مشکلات اقتصادی ارائه می کند. در حوزه آموزش نیز این شاخه از دانش اجتماعی در اکثر قریب به اتفاق دانشگاه های دنیا تدریس می شود و هر ساله اندیشمندان فراوانی در این حوزه تربیت می شوند. در حوزه پژوهش نیز هم اکنون صدها مجله معتبر علمی در سراسر دنیا در این حوزه فعال هستند و آثار تحقیقاتی اندیشمندان را چاپ می کنند و مرزهای دانش اقتصاد را گسترش می دهند.
برای ساماندهی جامعه کنونی که پیچیدگی های فراوانی دارد، نیاز به یک چارچوب نظری برای فهم مسائل و پیچیدگی ها و ارائه توصیه ها و راه کارهای مناسب داریم. پس از انقلاب اسلامی به دلیل فقدان مطالعات دینی و بومی مرتبط با فضای اجتماعی کشور و نبود نظریات راه گشا در تحلیل مسائل کشور به ویژه مسائل اقتصادی، بدون بررسی های دقیق و موشکافانه، از نظریات اقتصاد متعارف که البته ادعای جهان شمولی داشت در تحلیل مسائل و ارائه سیاست ها استفاده شد و نهادهای متناسب با آن نظریات در اقتصاد ايران ایجاد شد.

2.1. ضرورت آمورش دروس مرتبط با اقتصاد متعارف
شناخت دانش اقتصاد متعارف از دوحیث ضرورت دارد. در مرتبه اول دانش اقتصاد که در واقع یک تلاش بشری است، اگر چه در فضای ارزش های قرون هجده و نوزده و بیست میلادی در غرب گسترش یافته است، حاوی نکات و ایده های مفید فراوانی برای هر اندیشمند اقتصادی است که می خواهد در فضای ارزشی دیگری اندیشه ورزی کند. در میان موضوعات بررسی شده، روش های به کار گرفته شده، تاملات صورت گرفته و نظریات تولید شده دقائق و ظرایف فراوانی وجود دارد که سرعت، دقت و عمق پژوهش های علمی جدید را افزایش می دهد. از سوی دیگر، فهم نهادها و مسائل فراوان کنونی که تا حد زيادي ساخته تمدن و فرهنگ مغرب زمين است بدون فهم آن ها ممکن نیست. لذا می بایست نظریات اقتصاد متعارف به خوبی فراگرفته شود.

2.2. ضرورت آموزش دروس کمی
همان طور که پیش تر نیز بیان شد، در قرن بیستم ریاضیات به شکل گسترده در نظریات و مدل های اقتصادی به کار گرفته شد. با گذشت زمان روش های ریاضی پیچیده تر شده و در دهه های اخیر نوع خاصی از ریاضیات که مخصوص رفتارهای استراتژیک کنش گران است و به نظریه بازی ها معروف می باشد، به شکل گسترده ای برای مدل سازی تعاملات اقتصادی به کار گرفته شده است. یادگیری روش های ریاضی برای فهم نظریه های اقتصادی و تعامل با جامعه علمی ضروری است؛ اگرچه نسبت به نقش و جایگاه کنوني ریاضیات در اقتصاد انتقادات فراواني توسط برخی از اقتصاددانان مطرح می شود.
یادگیری مباحث اقتصادسنجی نیز از این حیث ضروری است که این روش ها در تأیید نظریات اقتصادی و تخمین روابط و پیش بینی روند آتی متغیرها که هریک سهم و نقش مهمی در نظریه پردازی در دانش اقتصاد دارند، به کار گرفته می شود. به بیان دیگر اقتصادسنجی برای کمی کردن روابط اقتصادی و به کارگیری آن ها در سیاست گذاری ها و توصیه های سیاستی ضروری است.

2.3. ضرورت آموزش دروس مرتبط با اقتصادهای هترودکس
دانش اقتصاد همچون سایر تلاش های بشری با کاستی ها و نواقصی همراه است. از همان بدو شکل گیری دانش اقتصاد، اندیشمندانی به معارضه با آن پرداختند. در قرن نوزدهم افرادی چون سن سیمون، سیسموندی، مارکس، لیست و ... هر یک مبتنی بر چارچوب فکری خود مفروضات و دلالت های دانش اقتصاد آن دوره (مباحث اقتصادسیاسی) را مورد نقد و بررسی قرار دادند و البته در همان دوره پیروانی نیز یافتند.
در قرن بیستم با گسترش دانش اقتصاد، کثرت جریان های متعارض جریان اصلی نیز بیشتر شد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، وبلن نکات جدی و قابل توجهی در نقد اقتصاد متعارف ارائه کرد که منشأ شکل-گیری اقتصاد نهادی و اقتصاد تکاملی در دهه های بعد شد. جریان های دیگری همچون اقتصاد رفتاری، اقتصاد اتریشی، اقتصاد فمینیستی و ... نیز ادبیات فراوانی در نقد اقتصاد متعارف تولید کرده اند.
ارائه دورس مرتبط با مباحث اقتصادهای هترودکس از این جهت ضرورت دارد که با مطالعه آن فهم عمیق-تری از دانش اقتصاد متعارف و نواقص و کاستی های آن ایجاد می شود. از سوی دیگر با توجه به اینکه این جریان ها به نکات مغفول مانده و ابعاد دیگر در بررسی پدیده ها و رفتارهای اقتصادی توجه کرده اند، مطالعه آن ها، فهم دانشجویان را نسبت به واقعیت اقتصادی تعمیق می بخشد.

2.4. دروس کاربردی
هر بخش اقتصاد مقتضیات و شرایط مربوط به خود دارد. به عنوان نمونه شرایط تولید، بازار، تکنولوژی و ... در بخش انرژی به میزان فراوانی با بخش کشاورزی متفاوت است. در اقتصاد خرد و کلان، یک سری نظریات و چارچوب های مفهومی کلی، برای فهم پدید ه ها ارائه می شود و در بسیاری از موارد جهت تحلیل مسائل و بخش های خاص اقتصادی می بایست شرایط ویژه آن مسئله و بخش را هم در نظر گرفت.
با توجه به اینکه هدف نهایی از مطالعه اقتصاد به سامان رساندن وضعیت معیشتی جامعه در تمام بخش های آن است، ضروری خواهد بود که دروسی مجزا، شرایط ویژه هر بخش جامعه و نظریات اقتصادی مرتبط با آن مورد بررسی قرار بگیرد.

3. ضرورت فهم عمیق معارف اسلامی
دانش اقتصاد و هر دانش بشری دیگر در بستر ارزشی خاصی شکل می گیرد. مسائل، موضوعات، پیش فرض-ها و روش دانش اقتصاد متاثر از فضای حاکم بر اندیشه غرب در قرون گذشته است. نگا ه های ارزشی غربی را در نظریه ها و سیاست های اقتصادی می توان مشاهده کرد که البته جهت داری علوم توسط خود اندیشمندان غربی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با نگاهی اجمالی به معارف حقه اسلامی، به آسانی می توان دریافت که اسلام، نوع خاصی از معیشت اقتصادی را توصیه می کند. ارائه دروس مرتبط با بینش ها و ارزش های اسلامی در خصوص مسائل معیشتی، در سطوح مختلف فلسفی، کلامی، فقهی و اخلاقی، دریچه ای است برای آشنا کردن اذهان دانشجویان با معارف اسلامی و آمادگی ایشان جهت نظریه پردازی در فضای اسلامی.

4. ضرورت آموزش دروس مرتبط با اقتصاد ایران
هر کشوری به واسطه شرایط تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و حقوقی خاص خود، مسائل اقتصادی ویژه ای دارد. به عنوان نمونه رفتارهای اقتصادی که در بستر زمان و در طول تاریخ در مردم نهادینه شده است و یا شرایط ویژه جغرافیایی و اقلیمی که با نوع خاصی از فعالیت های اقتصادی هماهنگ است، در پیدایش مسائل و موضوعات نظری و عملی اقتصادی مؤثر می باشد. بر این مبنا، از آنجا که هدف نهایی اصلاح و هدایت اقتصاد داخلی است، ضروری است که اندیشمندان اقتصادی با شرایط ویژه اقتصاد کشور خود آشنا باشند.